صفحه اصلی > پایان نویسه ها > پایان نامه > پايان نامه ها - تاریخ اسلام، اخلاق و تربیت، عمومی 

 

1. آثار و پیامدهای نهضت ترجمه در تمدن اسلامی

مؤلف: محمدباقر حسنی ........................................ رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: نعمت‌الله صفری‌فروشانی ...................................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمد الله‌اکبری ................ تعداد صفحه: 164

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه .................... تاریخ دفاع: اسفند 1385

واژگان کلیدی: نهضت ترجمه، تمدن اسلامی، روابط فرهنگی، فرهنگ، عباسیان، معتزله.


چکیده:

بستر مناسبی که در زمان عباسیان برای ترجمه مهم‌ترین آثار علمی جهان به زبان عربی فراهم آمد، نتایج بسیار مهمی را در جهان اسلام به‌دنبال داشت، و قرن سوم و چهارم هجری را به دوران طلایی تمدن اسلامی تبدیل نمود. پژوهش حاضر، با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی پیامدهای کلامی، فلسفی و سیاسی نهضت ترجمه پرداخته است. نهضت ترجمه که از عصر منصور عباسی آغاز شد، در زمان مأمون به اوج خود رسید و بغداد مهم‌ترین کانون علمی و فرهنگی آن عصر بود، که در آن مهم‌ترین کتب ملل مختلف، با موضوعات گوناگون به عربی ترجمه می‌شد. از پیامدهای سیاسی نهضت ترجمه، الگوپذیری دولت عباسی از نظام اداری ساسانیان بود که در مسائلی مانند نهاد وزارت و دیوان، ایرانیان را سرمشق خود قرار می‌دادند. در بعد فلسفی نیز، جهان اسلام تحت تأثیر فلسفه سیاسی یونان قرار گرفت. فارابی بخش زیادی از آرای سیاسی خود را از افلاطون اقتباس کرد، و با دید اسلامی، نظام مطلوب خویش را با نام «مدینه فاضله» طراحی نمود. نهضت ترجمه همچنین یکی از علل شکل‌گیری علم کلام و توسعه آن بود. این رویکرد در ابتدا صرفاَ تلاشی بود برای این که اسلام و اصول اساسی آن بر پایه استدلال، تبیین گردد؛ اما در ادامه، با مطالعه ترجمه آثار طبیعیون و فلاسفه یونان، معتزلیان درصدد برآمدند تا روش‌های فلسفی و افکار یونانیان را بر اصول اساسی اسلام نیز اعمال کنند. تفکر معتزلیان برای نفوذ فلسفه یونانی به تدریج زیر چتر حمایت خلفای عباسی، رنگی صرفاَ عقلی به خود گرفت و موجب واکنش شدید گروهی دیگر از اهل سنت در مقابل عقل‌گرایی معتزله گردید. اما جدای از این مشکلات و پیامدهای منفی، نهضت ترجمه نتایج مثبت بسیاری را به‌همراه آورد، و مسلمانان توانستند در طی دوران ترجمه، با کنار گذاشتن خرافات یهودی و مسیحی موجود در علوم یونانی، تا چندین قرن در بسیاری از علوم، سرآمد دیگران باشند.

 

2. افغانستان، بحران‌های داخلی و نقش کشورهای تأثیرگذار

مؤلف: محراب جعفری ....................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: سید‌عبد‌القیوم سجادی ................................. زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: احمد دولت‌آبادی ........................ تعداد صفحه: 252

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه ................ تاریخ دفاع: آبان 1384

واژگان کلیدی: افغانستان، بحران سیاسی، مداخله سیاسی، وضعیت سیاسی، کشورهای خارجی.


چکیده:

بحران موجود در کشور افغانستان، یکی از پدیده‌های مهم اجتماعی و سیاسی در دوران معاصر می‌باشد، که تأثیرات زیادی در مسایل داخلی این کشور، مسایل منطقه‌ای و نیز بین‌المللی داشته است. بحران به وضعیتی اطلاق می‌شود که نظم و سیستم اصلی یا قسمت‌هایی از آن را مختل کرده، و امنیت و پایداری آن را برهم می‌زند. انواع بحران شامل بحران‌های هویت، مشروعیت و مشارکت، نقش زیادی در تداوم جنگ‌های داخلی افغانستان داشته‌اند. از عوامل داخلی بحران می‌توان به شکاف‌های عمیق مذهبی، قومی، سیاسی، ایجاد فضای بدبینی بین پیروان مذاهب، روش‌های استبدادی حکام گذشته، انحصار‌طلبی و قوم‌گرایی حکام در ساختار حکومتی افغانستان اشاره کرد. استبداد قومی و تعصبات مذهبی حاکمان افغانستان از یک‌سو، و ظلم و تبعیض بر سایر اقوام از سوی دیگر، باعث بدبینی اقوام محروم شده و مانع وحدت قومی در افغانستان گردیده است. این مسأله موجب گردید تا بحران‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی فراوانی از قبیل فقر عمومی، وابستگی اقتصادی و پایین‌بودن سطح فرهنگی و تربیتی را به دنبال داشته باشد. اشغال چندین ساله افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی در گذشته، و ارتش ایالات متحده آمریکا در حال حاضر، نفوذ پاکستان در افغانستان بر سر ایالت پشتونستان، و نفوذ عربستان سعودی در مراکز فرهنگی افغانستان، از جمله عوامل خارجی این بحران‌ها به‌شمار می‌رود. عربستان برای مقابله با نفوذ فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، مبلغان وهابی را به‌همراه بودجه‌های کلان، برای ترویج وهابیت به افغانستان اعزام می‌کند. همه این عوامل بحران‌های موجود در افغانستان را تشدید کرده است. عامل دیگر بحران، پدیده‌ی طالبانیزم بود که با حمایت دولت‌های غربی و آمریکا، و حمایت مالی و فرهنگی عربستان سعودی، خشونت‌های زیادی را در بین فرقه‌های مختلف مذهبی افغانستان به‌وجود آورده است. ملت مظلوم افغانستان برای بیرون رفتن از بحران کنونی، نیازمند عزم جدی در ایجاد یکپارچگی و استفاده از نخبگان سیاسی، قومی و مذهبی می‌باشد، تا میان آن‌ها اتحاد و دوستی ایجاد گردد.

 

3. آسیب‌ شناسی تاریخی عزاداری امام حسین در ایران بعد از صفویه

مؤلف: محراب‌علی فاضل .......................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: غلامحسن محرمی .................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: سیدحسین موسوی ........................ تعداد صفحه: 191

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه................. تاریخ دفاع: اسفند 1386

واژگان کلیدی: اسلام، امام حسین، عاشورا، عزاداری، تحریف، ایران، صفویه.


چکیده:

تحول عظیم و بنیادینی که در سال 61 هجری به رهبری امام حسین رقم خورد، نویدبخش این نکته اساسی بود که واقعه عاشورا جریانی مستمر در طول تاریخ خواهد بود؛ از این رو، تحقیق حاضر در جستجوی مسایلی است که روشن می‌سازد بعد از قیام امام حسین چه آسیب‌ها و تحریفاتی این حادثه عظیم را تهدید نموده است؟ بر اساس شواهد تاریخی، عوامل گوناگونی در بروز چنین آسیب‌هایی دخالت داشته و دارند؛ دستگاه بنی‌امیه به‌عنوان پایگاه ثابت تحریف‌سازی در مورد وارونه جلوه‌دادن حقایق عاشورا، تلاش‌های فراوانی کرد و عده‌ای را در جهت تفسیر نادرست وقایع عاشورا به‌کار گرفت. این اخبار جعلی و فشارهای مضاعف، به مرور زمان سبب شد که برخی از دوست‌داران امام حسین و فرهنگ عاشورا، حتی در فضاهای مناسب پیش‌آمده، به‌دلیل عدم دقت در مبانی استوار دینی عاشورا، گرفتار تحریفات مذکور شده و خود نیز پیامدهای قیام آن حضرت را مخدوش نمایند؛ تا جایی که این محبت‌های افراطی، آنان را در جایگاه غالیان قرار داده است؛ بیشتر این تحریفات که در قالب گزارش‌های بی‌اساس تاریخی بروز کرده و رویکرد عامیانه داشته است، در قالب مداحی و تعزیه‌های موهن صورت می‌گرفت، که هیچ تناسب و موضوعیتی با اهداف عاشورا ندارد. یکی از آسیب‌های دیگری که گریبان‌گیر مراسم عزاداری برای حادثه عاشورا شده است، جدال و رقابت‌های منفی بر سر اهداف امام حسین است، که برخی، شهادت آن حضرت را در راستای بخشایش گناهان امت توجیه کردند، و یا باور قطعی امام را به شهادت، نوعی خودکشی تلقی کردند؛ اما درباره هدف تشکیل حکومت از سوی امام، بین متکلمان شیعه مناقشه وجود دارد، و هر کدام تحلیل خاصی ارایه کرده‌اند. برای در امان ماندن مراسم عزاداری برای حادثه عاشورا از آسیب‌ها، سه راه‌کار مهم شامل تعریف آسیب، تبیین اهداف امام، و زدودن تحریف‌های موجود وجود دارد، که هر کدام می‌تواند نقش مطلوب و سازنده‌ای در بازشناسی قیام عاشورا داشته باشد.

 

4. آسیب‌شناسی جنبش اسلامی افغانستان

مؤلف: عبدالمجید مجیدی .......................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمدجواد صالحی .................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: عبدالمجید ناصری ........................ تعداد صفحه: 199

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............... تاریخ دفاع: آبان 1386

واژگان کلیدی: جنبش اسلامی، آسیب شناسی، افغانستان، طالبان، انحراف، گروه های اسلامی.


چکیده:

کشور مسلمان افغانستان مانند بسیاری از کشورهای اسلامی دیگر جنبش‌ها و احزاب متعددی را در تاریخ خود تجربه کرده است. پرافتخارترین جنبش در این کشور، جنبش اسلامی مجاهدین می‌باشد که توانست با گروه‌های الحادی و اسلام ستیز چپ و مارکسیستی، و از همه مهم‌تر با ارتش سرخ شوروی سابق مبارزه کند، و آن‌ها را از کشور اخراج نماید. اما این جنبش نتوانست یک حکومت اسلامی باثبات در افغانستان ایجاد کند؛ بلکه با ائتلاف‌های بی‌حاصل خود با احزاب مختلف، زمینه‌ساز حکومت سیاه طالبان گردید. دخالت‌های پاکستان و رقابت بر سر ایالت پشتون، نفوذ فرهنگی عربستان سعودی که مروج وهابیت در افغانستان بوده، و هزینه کردن پول‌های زیاد و اعزام مبلّغان وهابی، تلاش‌هایی است که در مقابله با فعالیت‌های فرهنگی و انسان‌دوستانه جمهوری اسلامی ایران و فرهنگ تشیع صورت می‌گیرد. از مهم‌ترین عوامل داخلی که نقش زیادی در ناکامی جنبش اسلامی افغانستان داشته است، شکاف‌های نژادی و قومیت‌گرایی می‌باشد. این کشور نقطه اتصال هند، چین، ایران و آسیای مرکزی بوده، و اقوام گوناگونی در آن زندگی می‌کنند. اقوام پشتون، هزاره، ازبک، تاجیک، ترکمن، قزلباش و قبایل دیگر دائماً با هم در حال رقابت بوده، و به فکر منافع قومی خود هستند. حاکمیت استبدادی و انحصار قومی و قبیله‌ای این شکاف‌ها را بیشتر کرده است. شکاف‌های دیگر در ناکامی جنبش اسلامی مجاهدین عبارت است از: مذهب‌گرایی، زبان‌گرایی، تکثر احزاب و گروه‌های جهادی، فرهنگ سیاسی حاکم که متأثر از ارزش‌های سنتی و قومی است، و رقابت نخبگان و روشن‌فکران بر سر ثروت و قدرت. این عوامل داخلی باعث ناکامی در تشکیل یک حکومت اسلامی مقتدر در افغانستان گردیده است. از عوامل خارجی این ناکامی نیز می‌توان به اشغال افغانستان توسط ارتش شوروی و دخالت‌های نظامی آمریکا و متحدان غربی‌اش، برای رقابت و مقابله با کمونیسم اشاره کرد، که افغانستان را میدان تاخت و تاز و چپاول بیگانگان قرار داده است.

 

5. آسیب‌ شناسی دولت‌های پس از جنگ با استعمارگران در افغانستان

مؤلف: عزیز‌الله هزاره .......................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمداکرم عارفی .................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: حیات‌الله یوسفی ........................ تعداد صفحه: 199

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه................ تاریخ دفاع: آذر 1386

واژگان کلیدی: افغانستان، دولت، آسیب شناسی، استعمارگران، عبدالرحمن، طالبان.


چکیده:

افغانستان پس از خروج نیروهای نظامی دولت‌های استعمارگر شرقی و غربی، شاهد تشکیل دولت‌های ملی بود، که البته این دولت‌ها نتوانستند به اهداف و خواسته‌های مردم، جامه عمل بپوشانند. این رساله به بررسی علل عدم موفقیت حکومت‌های ملی افغانستان، به‌ویژه دولت محمدخان، عبدالرحمن‌خان و طالبان، در عرصه‌های داخلی و خارجی پرداخته، و تلاش کرده است تا نقش دولت‌های خارجی را در ناکارآمدی و عدم موفقیت دولت‌های ملی تبیین نماید. دولت در سبک و سیاق جدید آن در افغانستان، از زمان حکومت عبدالرحمن‌خان تأسیس گردید. قبایل متعدد در این کشور، و ماهیت قومی و نژادی دولت‌ها، تأثیر بسیاری در عدم موفقیت آن‌ها داشته، و موجب عقب‌ماندگی افغانستان شده است. برخی دولت‌ها، از جمله دولت امان‌الله برای مقابله با این مشکل حاضر شد سیاست خارجی افغانستان را در اختیار بیگانگان قرار دهد، و از نیروهای خارجی برای سرکوب مخالفان بهره گرفت. در مجموع، فرهنگ عمومی حاکم بر جامعه افغانستان، فردمحوری مطلق، تنظیم روابط بر اساس مصلحت خان یا رئیس قبیله و نه منافع ملی، حذف رقیبان، کوچ اجباری مخالفان، غارت، دزدی، ستیزه‌جویی و جنگاوری، نقش مؤثری در عدم موفقیت دولت‌های افغانستان داشته است. قبایل به دولتی مالیات می‌دادند که از خودشان باشد. ساختار قومی جامعه از نظر اقتصادی و امنیتی نیز دولت‌ها را دچار مشکل اساسی کرده بود، تا جایی که دولت‌ها خود به‌خود، در بند قیود دست و پاگیر قومی گرفتار می‌شدند. همچنین تعلیم و تعلم سنتی، نداشتن مدارس و معلم کافی، و سنتی بودن کشاورزی و دامداری از دلایل دیگر عدم موفقیت و ناکارآمدی دولت‌ها در این مدت بوده است. علاوه بر همه این موارد، رقابت دولت‌های قدرتمند خارجی، تجاوز مکرر دولت‌های انگلیس، آمریکا و شوروی، جنگ‌های داخلی و خارجی، وجود حاکمان دست‌نشانده و مستبد، بی‌ثباتی سیاسی، بوروکراسی ناکارآمد، و بحران مشروعیت بر ضعف و سستی و ناکارآمدی این دولت‌ها می‌افزود.

 

6. آسیب‌شناسی روابط گروه‌های قومی شیعه در افغانستان

مؤلف: محمدحسین فیاض .................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: عبد‌المجید ناصری ...................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمد‌جواد محسنی ........................ تعداد صفحه: 323

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی امام خمینی................ تاریخ دفاع: اردیبهشت 1387

واژگان کلیدی: افغانستان، آسیب شناسی، آسیب شناسی روابط، شیعه، سادات، هزاره.


چکیده:

در افغانستان اقوام متعددی مانند پشتون، هزاره، تاجیک، ازبک، قزلباش، نورستانی، ترکمنی، بلوچ و سادات زندگی می‌کنند. اقوام شیعه ساکن در این کشور نیز شامل هزاره‌ها، قزلباش‌ها، سادات و جمعی از قوم تاجیک می‌باشد. شیعیان افغانستان در طول تاریخ و به دلایل گوناگون، همواره دچار بحران و تنش‌های سیاسی و اجتماعی بوده‌اند، و حتی در میان خود نیز دچار اختلافات عمیقی شده‌اند، که محصول و پیامد آن نیز فقر، بی‌سوادی، پراکندگی جغرافیایی، انزوا‌گزینی، عدم رشد استعدادها و احساس حقارت بوده است. در این زمینه می‌توان به قوم هزاره به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه شیعیان در افغانستان اشاره کرد، که از لحاظ نژاد، زبان و مذهب در طول تاریخ این کشور مورد تعصب، تبعیض و ستم حکومت‌های افغانستان و حتی دیگر گروه‌های قومی شیعه قرار گرفته‌اند. در قتل‌عام وحشیانه شیعیان هزاره به‌دست عبد‌الرحمان خان گروه‌های دیگر شیعه مانند سادات و قزلباش‌ها، خود را جدای از شیعیان هزاره دانسته و از یاری آن‌ها خودداری کردند. سادات با استفاده از ویژگی‌های اجتماعی جامعه سنتی، و به‌دلیل انتساب ایشان به خاندان پیامبر اسلام، از جایگاه ویژه و اقتدار مذهبی نسبتاً بالایی برخوردار بوده، و با نوعی سوء استفاده از این موقعیت، رابطه‌ای برتری‌جویانه را اتخاذ نموده‌اند؛ ازدواج‌های درون‌گروهی و اقدامات نژاد‌پرستانه نسبت به سایر گروه‌های قومی شیعه، از ویژگی‌های روابط سادات است. قزلباش‌ها نیز بیشترین مناصب دولتی را در اختیار داشته، و در بدنه ارتش هم حضور دارند. در سیر تاریخ و برخورد حکومت‌های افغانستان با هزاره‌ها، روابط قزلباش‌ها و سادات از موقعیت‌های یاد‌شده متأثر بوده و آسیب‌هایی را به‌وجود آورده است، به گونه‌ای‌که روابط عادلانه و متکی بر معیارهای اسلامی کمتر دیده شده و بیشتر این‌گونه می‌نماید که مذهب به مثابه شعار و پوششی برای منافع قومی و شخصی آن‌ها مطرح بوده است. در حال حاضر هم گروه‌های قومی شیعه با عضویت در احزاب سیاسی مختلف، از اتحاد و همبستگی برخوردار نیستند.

 

7. آمران به‌معروف و ناهیان از منکر در بین یاران ائمه تا عصر امام باقر

مؤلف: مظهرحسین امامی ............................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمدقاسم احمدی ....................................................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محسن رنجبر ................................................... تعداد صفحه: 216

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه .......................... تاریخ دفاع: مرداد 1387

واژگان کلیدی: امر به معروف، نهی از منکر، ائمه، امام باقر، تشیع.


چکیده:

تحقیق حاضر به معرفی آمران به معروف و ناهیان از منکر در بین یاران ائمه اطهار تا عصر امام باقر، و همچنین چگونگی امر به معروف و نهی از منکر ایشان پرداخته است. اصحاب امام علی برای امر به معروف و نهی از منکر، به مبارزه با پدیده‌های منفی جامعه می‌پرداختند. آنان به‌خصوص برای حمایت از امام علی، که جز او را لایق مقام خلافت نمی‌دیدند، مبارزات خود را تا پای جان ادامه داده و تسلیم نمی‌شدند. عصر امام حسن نیز با تسلط معاویه بر عراق و تلاش او در جهت تغییر سنت پیامبر و دستور سبّ امیرالمؤمنین همراه بود. اما یاران خاص امام تسلیم خواسته‌های شوم معاویه نشده و به مبارزه با او پرداخته و از سب امیرالمؤمنین خودداری می‌کردند. یاران امام حسین با حمایت از ایشان که نهضتی بر پایه امر به معروف و نهی از منکر برپا کرده بود برخواستند و همراه ایشان به شهادت رسیدند. عده دیگری از یاران ایشان نیز بعد از واقعه کربلا، به انتقام و خونخواهی برخواسته و شهید شدند. امام سجاد نیز بعد از اسارت، فرصت یافت تا پیام عاشورا را به مردم رسانده و بدین ترتیب، عده‌ای را به‌دور خود جمع نمود که مشتاق فراگیری معارف اهل بیت بودند. این اجتماع، در زمان امام باقر و امام صادق به‌صورت گسترده‌تر و نظام‌یافته به فراگیری فقه اهل بیت پرداختند، و نهضت امر به معروف و نهی از منکر به صورت مبارزات علمی رخ نمود. در این زمان نیز عده‌ای متحمل زندان و شکنجه شده، یا به شهادت رسیدند. نهضت علمی فراگیری که در زمان این دو امام بزرگوار، و با استفاده از فرصت سیاسی پیش آمده، آغاز گردید، به صورت تربیت شاگردان بزرگی در علوم مختلف به ثمر رسید، که توانستند نهضت امر به معروف و نهی از منکر را بر اساس آموزه‌های اسلامی احیا نموده، و پایه‌گذار مکتب بزرگ تشیع باشند.

 

8. آیین دادرسی و قضا در عصر امویان

مؤلف: موسی محسنی ................................................. رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمد الله‌اکبری ....................................................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمدرضا باقرزاده.............................................. تعداد صفحه: 245

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه..................................... تاریخ دفاع: دی 1386

واژگان کلیدی: قاضی، قضاوت، دادرسی، امویان، اسلام.


چکیده:

آئین دادرسی به‌معنای اصول محاکمات، دستور و روش دادرسی، و قوانین و مقرراتی است که برای رسیدگی به دعاوی حقوقی و کیفری از طرف دادگاه و قاضی رعایت می‌شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی این مسأله در عصر امویان پرداخته و این فرضیه را پی‌گیری می‌کند که نهادهای ساده قضایی در آن دوره، تا حدودی بر اساس معیارهای اسلامی و سیره خلفای راشدین فعالیت می‌کردند. نظام سیاسی جامعه اسلامی در عصر حکومت امویان، دارای بخش‌های مختلفی بود که واحد اداری آن شامل دیوان‌های مختلف، نظام الجند، شرطه، و نهاد دادرسی و قضا بود. نهاد دادرسی در این عصر، به نهاد دادرسی عمومی و نهادهای ویژه، که قضاوت موضوعات خاص را بر عهده داشت، تقسیم می‌شد. در همین راستا، مراکزی مانند نهاد مظالم برای رسیدگی به تخلفات و ستم‌های امیران و صاحبان قدرت، ولایت السوق برای ترغیب به حسن رفتار عمومی و رسیدگی به امور بازار و تخلفات اجتماعی آشکار، و شرطه جهت رسیدگی به امور سیاسی و اجتماعی و امنیتی مانند اجرای برخی از احکام صادره از سوی قضات و دستگیری مجرمان و اداره زندانیان، با نهاد قضا و دادرسی در ارتباط بوده و همکاری می‌کردند. قاضی در مرکز خلافت، با دستور و نظر مستقیم خلیفه و در ولایات توسط والیان، از میان چهره‌های مورد قبول حکومت انتخاب می‌شدند. قضاوت معمولاً بر اساس کتاب خدا، سنت پیامبر، اتفاق، قرعه، فرمان خلیفه و گاهی قیاس انجام می‌شد. اجتهاد در صدور احکام، استقلال از سیاست، مکتوب شدن آرای قضات، مطرح بودن وکالت، و ارجاع به خلیفه را می‌توان از ویژگی‌های اصلی آیین دادرسی در این عصر شمرد. البته انحراف از معیارهای اسلامی در مراحل مختلف دادرسی امویان نیز فراوان مشاهده می‌شد.

 

9. ارزیابی دیدگاه مستشرقین نسبت به اهل بیت

مؤلف: سیدمحمدسبطین حسینی ......................................... رشته: علوم قرآن و حدیث

استاد راهنما: محمدحسن زمانی ..................................................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: نعمت‌الله صفری‌فروشانی ..................................... تعداد صفحه: 487

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی امام خمینی................................ تاریخ دفاع: مهر 1383

واژگان کلیدی: اسلام، اهل بیت، شیعه، مستشرقین، پیامبر اسلام، ائمه اطهار.


چکیده:

بررسی و نقد دیدگاه‌های مثبت و منفی خاورشناسان درباره اهل بیت، هدف اصلی این رساله می‌باشد که با روش کتابخانه‌ای صورت گرفته است. مستشرقین درباره پیامبر اسلام، تشیع و اهل بیت آثار متعددی تألیف نموده‌اند؛ اما در ورای این تحقیقات و تألیفات، انگیزه واحدی مشاهده نمی‌شود، و برخی از آنانا کاملاً با اهداف استعماری یا تبشیری به این وادی قدم نهاده‌اند. نتیجه چنین تحقیقاتی قابل نقد بوده، و عدم تسلط کافی آنان بر متون دینی و بررسی تاریخ تشیع با استناد به منابع مخالف یا معارض، موجب شده که آنان در زمینه اهل بیت دچار اشتباهات فراوانی شوند. برخی از مستشرقان مانند مادلونگ و ماسینیون، با دید مثبت به اهل بیت نگریسته و آنان را از خاندان پیامبر، و جانشینان برحق او شمرده، و آیه تطهیر، مباهله و مودت را دلیل جانشینی آنان معرفی کرده‌اند. برخی دیگر از شرق‌شناسان، تشیع را یک نهضت سیاسی نامیده‌اند که پس از رحلت پیامبر اسلام، یا در دوران خلیفه سوم، و یا در زمان خلافت امام علی به‌وجود آمده است. از سوی دیگر، زندگانی پیامبر، بعثت و کتاب آسمانی او، به‌ویژه أثرپذیری آن از یهودیت و مسیحیت، غزوات، ازدواج‌ها، و اتهاماتی که بر پیامبر وارد شده، از مسایل مورد توجه مستشرقین می‌باشد. دیدگاه‌های مثبت و منفی مستشرقان درباره علی، همسر و فرزندان او، به‌ویژه شایستگی‌های او برای جانشینی، از نظر علم، شجاعت، تقوا و توانایی در آثار خاورشناسان منعکس شده است. برخی نیز اتهاماتی در زمینه حکومت و سیاست به امام وارد ساخته‌اند. بعضی از آنان نیز معتقدند که فاطمه نتوانست از موضع جانشینی پدر خود به‌خوبی دفاع کند. آنان در مورد صلح امام حسن، قیام امام حسین، عدم قیام امام سجاد، علم امام باقر و صادق ، برخورد با غالیان، رابطه عباسیان با ائمه ، ولایتعهدی امام رضا ، و مهدویت و زندگانی امام عصر دیدگاه‌های متفاوتی را ابراز نموده‌اند که مورد بررسی قرار گرفته است.

 

10. اسلام در سند از آغاز تا قرن هشتم

مؤلف: غلام‌قاسم غازی‌خان ............................................ رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: عبد‌المجید ناصری ................................. زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمد دشتی ....................................... تعداد صفحه: 148

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه....................... تاریخ دفاع: مرداد 1385

واژگان کلیدی: اسلام، هند، سند، تشیع، قرامطه، امویان، عباسیان.


چکیده:

سرزمین سند در آغاز دوره اسلامی، از شمال تا کشمیر، ازجنوب غربی تا مکران و دشت کرمان، از جنوب تا دریای عمان و از شرق تا راجوتانا و گجرات را در بر می‌گرفت، و بدین ترتیب منطقه پاکستان کنونی را نیز شامل می‌شد. در سال 38 هجری حارث بن مره عبدی و تغار بن صغیر به فرمان امام علی سند را تصرف کرده و سپس مذهب تشیع را در آن‌جا ترویج نمودند. پس از شهادت علی سپاه معاویه در سال 42 هجری چندین بار به سند حمله‌ور شد و مناطق شمالی و جنوبی سند را تصرف کرد. در سال 89 هجری محمد بن قاسم ثقفی به سند حمله کرد. نمایندگان حاکمان اموی از سال 89 تا 136 هجری در منطقه سند حکومت می‌کردند. پس از آن، عباسیان که از سال 132 هجری و با کمک ابومسلم خراسانی به قدرت رسیده بودند، منطقه سند را به تصرف خود درآوردند. از سوی دیگر، عبد‌الله بن حسن مثنی و قاسم بن ابراهیم، که از اولاد امام حسن بودند، تا مدتی در مناطق سند و ملتان، به ترویج مذهب تشیع مشغول بودند. برخی از شاگردان امام صادق و امام رضا مانند فرج سندی، ابن‌محمد سندی، و خلاد سندی از اهالی این منطقه بوده‌اند که سهم زیادی در گسترش تشیع در سند داشتند. این منطقه از سال 205 تا 256 هجری به تصرف طاهریان درآمد، و پس از آن صفاریان حکومت سند را در اختیار داشتند. و اما در قرن چهارم هجری فرقه اسماعیلیه و قرامطه در سند، منصوره و ملتان به اوج قدرت رسیدند و تشیع را تبلیغ می‌نمودند. سلطان محمود غزنوی در سال 401 هجری قرمطی‌ها را قتل عام نمود، و در سال 409 هجری ملتان، پنجاب، قنوج و کشمیر را فتح کرد. اسکلنده، ملتان، منصوره، مینانگر و بکر، مراکز علوم اسلامی در سند هستند که دارای مساجد و مدارس علمی بودند.

 

11. اصحاب و یاران ائمه اطهار از افغانستان

مؤلف: سیدمجاهد نقوی ............................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: سیدحسین موسوی ............................ زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمدجواد طبسی ....................................... تعداد صفحه: 198

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه................... تاریخ دفاع: آذر 1386

واژگان کلیدی: ائمه اطهار، اصحاب، افغانستان، شیعه، سنت، امامت، حدیث.


چکیده:

با گسترش تشیع در شرق ایران، یاران ائمه اطهار در قالب وکیل یا مبلّغ به این نواحی اعزام شدند. این تحقیق بر اساس روش کتابخانه‌ای، به بررسی زندگی، آثار و خدمات اصحاب و یاران ائمه اطهار، از دوره امام سجاد تا امام عصر، در افغانستان پرداخته است. افغانستان یا خراسان شرقی، بخشی از خراسان بزرگ بود که امروز عمدتاً سه منطقه مهم کابل، هرات و بلخ را شامل می‌شود. اصحاب و یاران ائمه از این مناطق، در زمان امام سجاد، امام باقر و امام صادق ، از نظر تعداد چندان قابل توجه نیست و به حدود چهارده نفر بالغ می‌شود که «ابوخالد کابلی» ملقّب به «کنگر» یا «کنکر» از برجسته‌ترین آنهاست. ابوخالد کابلی را جزء حواریون ائمه دانسته‌اند. او در معرفی امام سجاد به شیعیان، و طرد محمد حنفیه، مبارزه با افراط‌گرایان و غالیان، تفسیر قرآن کریم و نقل احادیث از امام چهارم، پنجم و ششم نقش قابل توجهی داشته است. ابوحنیفه کابلی از مؤسسان فرقه حنفی نیز از اصحاب امام صادق بود که در عمل، روشی متفاوت از ائمه معصومین را برگزید و فرقه‌ای جدید را در اسلام پدید آورد. اصحاب و یاران ائمه از افغانستان، از عصر امام کاظم تا زمان غیبت صغری، نیز چهارده نفر بودند؛ آنان در زمینه نقل روایت و حدیث از ائمه معصومین، تلاش در اثبات حقانیت آنان، مبارزه با غالیان و مفوضه، تبلیغ سیره نظری و عملی ائمه، حمایت از امام رضا هنگام ولایت‌عهدی، انجام وظیفه وکالت و همکاری با دیگر وکلای ائمه نقش اساسی ایفا کردند. آن‌ها با جمع‌آوری احادیث، مناظرات، معجزات، رفتار و کردار معصومین در گسترش فرهنگ غنی اسلام و مذهب حقه شیعه تلاش وافری کردند و همواره مدافع امامت و ولایت، و حریم تشیع بودند.

 

12. اصول مشترک در سیره عبادی اهل بیت

مؤلف: سیدسبطین‌عباس رضوی ......................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: حسین عبدالمحمدی ................................................ زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمد دشتی ....................................... تعداد صفحه: 227

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه................. تاریخ دفاع: تیر 1385

واژگان کلیدی: عبادت، سیره عبادی، اهل بیت، انسان، خدا، قرب الهی.


چکیده:

عبادت به‌معنای نیایش و خضوع در برابر پروردگار است، و در تمام ادیان الهی از جایگاه والایی برخوردار است. طبق تصریح قرآن، هدف از خلقت انسان و جنیان، عبادت است. عبادت در میان همه موجودات اعم از انسان، جن، فرشته، حیوانات و جمادات عمومیت داشته و در واقع، نیاز آنان محسوب می‌گردد. البته عبادت، آثار فراوانی از لحاظ فکری و معرفتی، روحی و روانی نیز به همراه دارد. در سیره عبادی اهل بیت چند اصل مهم وجود دارد که جزء اصول مشترک سیره عبادی ایشان به‌شمار می‌آید. آنان عبادت را فقط برای خدا انجام می‌دادند و جز قرب الهی و خشنودی او چیزی را دنبال نمی‌کردند. از سوی دیگر، وقت‌شناسی در عبادت و انتخاب بهترین زمان برای آن، یکی دیگر از اصول مشترک در سیره عبادی ایشان به‌شمار می‌آید. در همین راستا، مشاهده می‌کنیم که در سیره عبادی آنان، اذکار و اعمال فراوانی با برنامه زمانی مشخص وجود دارد. اهتمام به اول وقت، عبادت در آخر شب، و استغفار در سحرها، برخی از شواهد این مطلب است. نقش زمان و مکان در کیفیت و کمیت عبادت اهل بیت بسیار مشهود است. آنان همواره سعی می‌کردند با موقعیت‌شناسی خود، عبادت را بر اساس زمان و مکان تنظیم کرده و علاوه بر کمال‌خواهی، از عبادت به عنوان ابزار هدایت نیز استفاده کنند. به‌عنوان مثال، گاهی با عبادت هدفمند خود به مبارزه با مفاسد اجتماعی پرداخته‌اند. از سوی دیگر، در سیره اهل بیت اهتمام فوق‌العاده‌ای نسبت به عبادت وجود داشته است، و عبادت در زندگی آنان یک امر فرعی نبوده، بلکه در تمام زندگی آنان شأن عبادی بر شئون دیگر غلبه داشته است؛ بررسی سیره اهل بیت درباره نماز، روزه، حج، دعا، و ذکر خداوند این موضوع را ثابت می‌کند. این اصول و نکات برگرفته از آن می‌تواند برای تمام پیروان اهل بیت قابل اقتدا باشد.

 

13. اقتصاد و معیشت مسلمانان از عصر رسالت تا پایان خلافت امیرالمؤمنین در جزیرة العرب، شامات و عراق

مؤلف: مهدی راشدی ............................................. رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمود حیدری‌آقایی ....................................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: سیدمحمدکاظم رجایی ..................................... تعداد صفحه: 120

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه........................... تاریخ دفاع: تیر 1386

واژگان کلیدی: حکومت، خلفا، پیامبر اسلام، مالکیت، اقتصاد، مسلمانان.


چکیده:

جامعه اسلامی از ابتدای شکل‌گیری در زمان رسول خدا تا پایان حکومت خلفای راشدین، در ابعاد مختلف قابل مطالعه و بررسی است، و پژوهش حاضر بعد اقتصادی آن را با روش کتابخانه‌ای مورد بررسی قرار داده است. جزیرة‌العرب، به‌دلیل آب و هوای گرم و سوزان، و صحراهای خشک و پوشیده از شن‌های روان، نمی‌توانست اقتصادی مطلوب داشته باشد. مردم این منطقه عموماً به‌وسیله دامداری، کشاورزی، تجارت، و بعضی مشاغل جنبی و خدماتی زندگی کرده، و از سطح اقتصادی ضعیفی برخوردار بودند. اما اسلام با ایجاد اخوت بین مسلمانان، اصلاح ساختار مالکیت، بنیان سنت قرض‌الحسنه و وقف، پیشنهاد قانون مضاربه و مساقات، و قوانین دیگر اقتصادی چهارچوب جدیدی را در قالب مکتب اقتصادی خاص خود ارایه نمود. پیامبر اسلام در عمل نیز اقدام به تقویت منابع بیت‌المال از راه جمع‌آوری زکات، خمس، فیء، غنایم، خراج، جزیه و انفال نمود. بعد از رحلت آن حضرت، تغییراتی در سیاست‌ها و وضعیت اقتصادی مسلمین ایجاد شد؛ به‌خاطر فتوحاتی که پیش آمد، وضعیت معیشتی مردم رونق یافت و خزانه از بیت‌المال پر شد. خلیفه اول با وجود تلاش در جهت همانندسازی رفتار و سنت خود با رسول خدا، گاهی برای استحکام حکومت خود تبعیضاتی را در بخشش بیت‌المال روا می‌داشت. عمر نیز علاوه بر اقداماتی در زمینه بهبود اوضاع اداری و اقتصادی مسلمانان، به سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی و عمرانی اقدام نمود. او در اجرای عدالت و زندگی به شیوه پیامبر، بسیار سختگیر بود. اما شیوه عثمان با خلفای پیشین متفاوت بود، و گرفتار انحراف اقتصادی، ظلم و نابرابری در تقسیم بیت‌المال، و بدعت در دین گردید. در مقابل، امام علی تلاش کرد تا بخشش‌های ناعادلانه از بیت‌المال را به خزانه بازگرداند، نظارت بیشتری بر قیمت‌ها داشته باشد، و امنیت راه‌های تجاری را برقرار کند. توجه مضاعف به بینوایان، نصب والیان شایسته، و اعمال سیاست‌های تشویقی از مهم‌ترین اقدامات اقتصادی آن حضرت بود.

 

14. اقدامات معاویه در جهت کسب، حفظ و گسترش قدرت

مؤلف: محمدقسیم عباسی ............................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: سیدمحمدتقی آل‌غفور .................................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: علی الهامی ..................................... تعداد صفحه: 199

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه ....................... تاریخ دفاع: خرداد 1384

واژگان کلیدی: معاویه، قدرت، عصبیت، تطمیع، تبلیغات، تهدید.


چکیده:

موضوع اصلی این پژوهش اقدامات معاویه در جهت کسب، حفظ و گسترش قدرت، در برابر امام علی با توجه به نظریه عصبیت ابن‌خلدون می‌باشد. معاویه در سال هشتم هجری مسلمان شد، و دو سال بعد از حکومت عثمان، مردم سرزمین شام به‌سبب قریشی بودن، کلیدداری کعبه و حسب و نسب معاویه، با او هم‌پیمان شده و او را به‌عنوان حاکم خود پذیرفتند. معاویه بعد از به‌دست آوردن حکومت شام در راستای منع نقل حدیث، بیرون کردن صحابه مخالف و امتیازگیری از خلفا، مثل تسلط کامل بر منابع اقتصادی شام، شروع به فرهنگ‌سازی کرده، و برای برانگیختن عصبیت‌های قبیله‌ای در میان مردم شام زمینه‌سازی کرد. با روی کار آمدن امام علی، حکومت از دست بنی‌امیه به‌دست بنی‌هاشم افتاد. به‌همین خاطر، معاویه با نوشتن نامه‌هایی به صاحبان مناصب مهم، تلاش کرد تا عصبیت قومی را در آن‌ها ایجاد تقویت کند. او با معرفی کردنِ امام علی به‌عنوان قاتل عثمان، و با هم‌فکری عمروعاص و استفاده از دسیسه‌های مختلف، روسای برخی از قبایل مثل شرحبیل، که از موقعیت خاصی برخوردار بود، را به‌سوی خود کشانید، و به‌وسیله عصبیت حلف و ولاء مردم را به خون‌خواهی عثمان، دعوت کرد. وی با سوء استفاده از جهل مردم و تضعیف بینش سیاسی دینی آن‌ها، برای کسب قدرت، به تبلیغات دروغین، وارونه جلوه دادن حقایق، تطمیع سران قریش، تهدید خواندن حکومت امام علی برای فرمانداران عثمان، خون‌خواهی عثمان، جعل حدیث در مذمت امام علی و مدح خلفا پرداخت. معاویه بعد از رسیدن به حکومت، برای حفظ آن به کشتار مخالفین، فشار مادی به دوست‌داران امام، زندانی کردن منتقدین حکومت خود، استفاده از فرماندهان هم‌فکر، حفظ نیروی موافق، صبر در مقابل اعتراض خودی‌ها، ترویج جبرگرایی برای جلوگیری از مخالفت مردم، منع نقلِ حدیث از پیامبر، تصرف در قوانین و سبّ امام علی پرداخت. او همچنین تجمل‌گرایی و توسعه قلمرو سیاسی را برای گسترش قدرت در دستور کار قرار داد.

 

15. امام باقراز دیدگاه اهل سنت

مؤلف: نعمت‌الله امینی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمدجواد طبسی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: علی آقانوری ..................................... تعداد صفحه: 164

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: آبان 1386

واژگان کلیدی: امام باقر، اهل سنت، سیره، جایگاه علمی، جایگاه اخلاقی، جایگاه حدیثی، تفسیر.


چکیده:

امام باقر به‌عنوان عالم آل محمد در نزد فرق اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد، که در این میان، رساله حاضر به بررسی و گزارش جایگاه ایشان نزد علمای اهل سنت پرداخته است. آن‌ها امام باقر را به‌عنوان شکافنده علوم و دانش‌ها می‌شناسند، و در این راستا سعی کرده‌اند با عبارات بسیار جالب و دلنشین به توصیف آن حضرت بپردازند. علاوه بر آن، مناظرات امام با مخالفان خود را که منجر به تسلیم آن‌ها می‌شد مورد توجه قرار داده‌اند، که از جمله این مناظرات، می‌توان به مناظره با عبدالله بن نافع ارزق، طاووس یمانی، عمرو بن عبید، قتاده و راهب نصرانی اشاره نمود. اهل سنت به جایگاه اخلاقی و عبادی امام در قالب زهد، سخاوت، کار و تلاش، و خوش‌رفتاری با خانواده و اطرافیان توجه کرده است. جایگاه سیاسی، اجتماعی، حدیثی و تفسیری آن امام نیز از مسائلی است که مورد توجه اهل سنت قرار گرفته است؛ به اذعان آنان، امام در برابر ناملایمات زندگی صبر و شکیبایی به خرج می‌داد و با کرامت به مخالفان جواب می‌داد، و با وجود شرایط سخت سیاسی نقش خویش را به عنوان مشاور و راهنما به‌خوبی ایفا می‌کرد و حتی از دادن مشورت به خلفا نیز امساک نمی‌نمود، که راهنمایی عبدالملک، زمامدار وقت، جهت ضرب سکه از نمونه‌های این اقدامات می‌باشد. امام باقر در منابع اهل سنت در نقل حدیث، ثقه شناخته شده است و بسیاری از مسانید و مراسیل امام در کتب اهل سنت ذکر گردیده است. همچنین تفاسیر برخی آیات که توسط آن حضرت بیان گردیده، در کتب اهل سنت آورده شده است. امام برای تفسیر، اهمیت ویژه‌ای قائل بود و قرآن را با استناد به سنت نبوی و نیز دیگر آیات قرآن، تفسیر می‌نمود. امام باقر چون سه نفر از اصحاب پیامبر را درک کرده بود از تابعین محسوب می‌گردید و این امر برای علمای اهل سنت حائز اهمیت است.

 

16. اهل بیت از دیدگاه صوفیان افغانستان (تا قرن هفتم هجری)

مؤلف: عبد‌الملک وحیدی ..................................................... رشته: ادیان و مذاهب

استاد راهنما: قاسم جوادی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: عبد‌المجید ناصری ..................................... تعداد صفحه: 193

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی امام خمینی ............................ تاریخ دفاع: تیر 1386

واژگان کلیدی: اهل بیت، افغانستان، صوفیان افغانستان، تصوف، تشیع، سنایی غزنوی.


چکیده:

صوفیه به پیروان طریق تصوف و اهل طریقت، که از طریق ریاضت و تعبد، طالب راه یافتن به حقیقت هستند، اطلاق می‌شود. این گروه که در اواخر قرن دوم هجری به‌خاطر شیوه تفکر، لباس، خوراک، عبادت و ریاضت مخصوص، به این نام معروف و مشهور گردیده بودند، در مرزهای افغانستان کنونی می‌زیسته‌اند. از معروف‌ترین گروه‌های صوفی که در افغانستان می‌زیسته‌اند می‌توان به مواردی از قبیل ابراهیم ادهم، خواجه عبد‌الله انصاری، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، سنایی غزنوی، هجویری غزنوی و برخی دیگر اشاره کرد. از این افراد مطالبی در مورد اهل بیت نیز ذکر شده است، که حاکی از نوع نگاه و داوری آنان نسبت به مقام اهل بیت می‌باشد. ابراهیم ادهم، بزرگ‌ترین مشکل مردم را دوری از اهل بیت دانسته است. هجویری غزنوی در مورد شش امام یعنی امام علی تا امام صادق سخن گفته، و در آثارش ارادت خاص خود را نسبت به اهل بیت و خصوصاً امام علی ابراز داشته است. او از امام حسن به‌عنوان صوفی بزرگ، از امام حسین به شمع آل محمد ، از امام سجاد به وارث نبوت و چراغ امت، از امام باقر به‌عنوان امام اولاد نبی و گزیده نسل علی یاد کرده، و ایشان را حجت بر اهل معاملت و برهان ارباب مشاهدت می‌داند، و از امام صادق تعبیر به سیف سنت، جمال طریقت، معبد معرفت و مزین صفوت یاد می‌کند. سنایی غزنوی نیز از صوفیان برجسته‌ای است که در مورد اهل بیت بیشترین سخنان را مطرح نموده، و در مورد پیامبر، علی، امام حسن، امام حسین و امام رضا مدایحی دارد. مولوی نیز در دیوان اشعار خود از علی به‌عنوان مظهر فتوت، اخلاص و رازدار خداوند یاد کرده، و در مورد غدیر خم نکات جالبی دارد. مولوی امام حسین را عشق بی‌مانند به خدا و حادثه عاشورا را از بزرگ‌ترین وقایع تاریخ دانسته است.

 

17. اهل بیت اطهار از دیدگاه صحابه

مؤلف: اعتقاد علی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: علی‌اصغر هادوی‌نیا .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: عباس جعفری ..................................... تعداد صفحه: 150

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: خرداد 1387

واژگان کلیدی: اهل بیت، صحابه، اهل سنت، امام علی، فاطمه، حسنین.


چکیده:

منظور از اهل بیت در این تحقیق فقط کسانی است که از خاندان پیامبر اسلام بوده، و فرزندان حضرت فاطمه و حضرت علی می‌باشند، و بررسی دیدگاه صحابه پیامبر اسلام نسبت به آنان، جهت ایجاد وحدت بین مسلمانان از مهم‌ترین اهداف این تحقیق می‌باشد. اگرچه علمای اهل سنت سخن واحدی در مورد اهل بیت ندارند، ولی این وجه اشتراک در آن‌ها وجود دارد که علی، فاطمه و فرزندان ایشان جزء اهل بیت می‌باشند. اهل سنت، با استناد به آیات قرآن و روایات، فضائل بسیاری درباره اهل بیت، نقل می‌کنند و نسبت به ایشان احترام ویژه‌ای قائل هستند. آن‌ها اهل بیت را از شخصیت‌های برجسته جهان دانسته، و اعتقاد دارند که بعد از پیامبر اسلام، آن‌ها مایه نجات امت اسلام از آفات و بلایای اخروی و دنیوی می‌باشند. از دیدگاه صحابه پیامبر و علمای اسلام، علی در میان اصحاب آن حضرت، برجسته‌ترین شخصیت علمی بود، و حضرت فاطمه نیز بسیاری از دانش‌ها را از پدر بزرگوارش فراگرفته، و حتی شریک اسرار پیامبر بوده و صاحب مصحف می‌باشد. در منزلت امام حسن و امام حسین نیز احادیث متعددی از صحابه نقل شده است. آن‌ها حسنین را از نظر علمی، وارث پیامبر می‌دانستند و در مشکلات علمی به ایشان مراجعه نموده و احکام شریعت و تفاسیر قرآن را از آن دو بزرگوار فرا می‌گرفتند. اهل بیت نزد صحابه از نظر معنوی و اخلاقی جایگاه والایی داشتند. آنان کرامات فراوانی از اهل بیت ذکر کرده، و از زهد، کرم، عبادت، فضائل و سخاوت ایشان، بسیار سخن گفته، و علی را به‌خاطر قانون‌گرایی، زهد و عدالتش ستوده‌اند. همچنین زندگی و شخصیت سیاسی اهل بیت، مانند شرکت در نبردها، فعالیت‌های سیاسی، مناسبات و تعامل آنان با خلفا و حاکمان عصر، مورد توجه صحابه بوده و از شجاعت آنان ستایش شده است.

 

18. اهل بیت در آیینه اشعار فارسی افغانستان در قرن اخیر

مؤلف: سیدعلی مرتضوی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: عبدالمجید ناصری .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: عزت‌الله مولایی‌نیا ..................................... تعداد صفحه: 171

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: آبان 1386

واژگان کلیدی: اهل بیت، مدح، شعر فارسی، شاعران، شیعه، اهل سنت، مناقب.


چکیده:

اهل بیت در میان مردم افغانستان از جایگاه والایی برخوردار بوده، و شاعران بزرگی از قبیل مولانا، جامی، سنایی و کسایی در سروده‌های خود محبت خویش را نسبت به آن حضرت ابراز داشته‌اند. محبت به اهل بیت پیامبر به مذهب خاصی محدود نمی‌گردد، هرچند شیوه ارادت همه یکسان نیست. از جمله مشترکات شاعران فارسی‌سرای افغانستان، توجه به پیامبر اسلام و علی می‌باشد، به‌طوری که شاعران معروف اهل سنت مانند «طرزی» و «جامی» در اوصاف و فضایل علی قصاید متعددی را سروده‌اند. طرزی کسانی را که نسبت به علی ارادت نورزیده و از ولایت او برخوردار نباشند، دست‌خالی نامیده، و آن‌ها را در دنیا و آخرت زیان‌کار خوانده است. همچنین رویکرد مشترک شاعران فارسی‌سرای افغانستان اعم از شیعه و سنی، تصریح آنان به الگوگیری از اهل بیت پیامبر در ابعاد مختلف زندگی می‌باشد. اهل سنت افغانستان از آغاز ورود اسلام به این سرزمین تا کنون، اهل بیت را معیار حق دانسته، و تحت تأثیر انواع فشارهای اموی و عباسی و اقلیت خارجی قرار نگرفته‌اند. به‌همین دلیل آن‌ها از دیرباز برای شهادت امام حسین عزاداری می‌کنند. البته شاعران شیعه به‌دلیل باور عمیق مذهبی به اهل بیت و اعتقاد به امامت آن‌ها پس از پیامبر اسلام، اطاعت از آن‌ها را در تمام شئون زندگی خود واجب می‌دانند؛ به‌همین دلیل اشعار شیعیان فراگیر بوده، و همه چهارده معصوم را مورد مدح و ستایش قرار می‌دهد. آن‌ها در اشعار خود، بیزاری از دشمنان اهل بیت را به‌صراحت بیان داشته‌اند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، و اشغال افغانستان توسط ارتش شوروی، برداشت انقلابی از دین و سیره اهل بیت در میان ملت افغانستان افزایش یافت، و شاعران شیعه مضامینی مانند انقلاب، انتظار، عدالت، ظلم‌ستیزی، شهادت، مقاومت، آزادی، ایثار، وحدت و استقلال را در اشعار خود استفاده کردند. سید اسماعیل بلخی از شاعران شهیدی است که در اشعارش حماسه عاشورا را به‌روشنی بازتاب داده است.

 

19. بحران جنگ جمل و حکومت امام علی

مؤلف: سیدرجب عطائی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمد دشتی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمدوحید بینش ..................................... تعداد صفحه: 339

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: فروردین 1385

واژگان کلیدی: امام علی، جنگ جمل، اندیشه سیاسی، عایشه، فاصله طبقاتی، قاعدین.


چکیده:

بحران جنگ جمل اولین بحران داخلی حکومت علی است که این رساله به چگونگی، زمینه و پیامد آن با روش تحلیلی و توصیفی، پرداخته است. اختلافاتی که بعد از قتل عثمان در جامعه اسلامی بروز نمود، باعث شد جامعه به سه گروه عمده شیعه علوی، شیعه عثمانی و گروه قاعدین تقسیم شود. در نهایت این اختلافات منجر به تقابل دو گروه از مسلمانان در جنگ جمل شد. اختلافات جامعه اسلامی در عصر خلافت علی ، اصولا برآمده از سه جریان عمده است. نخست انحرافی که پس از سقیفه در جامعه اسلامی بروز کرد؛ دوم وجود رقابت، حسادت و قدرت طلبی گروهی از مسلمانان، که در فرهنگ جاهلیت ریشه داشت؛ و سوم نظام نابرابر اقتصادی که در دوره خلفای سه‌گانه به‌ویژه عثمان بر جامعه حاکم شد.. در تحقیق حاضر، این نکته بررسی شده که زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جمل چه بوده و پیامدهای مهم آن کدام است. فرض بر این است که با رحلت پیامبر اسلام و انحراف مسیر جانشینی، واقعه سقیفه که با تهدید و تطمیع صورت گرفت، و نیز تحولات سیاسی جامعه اسلامی در زمان عثمان با قدرت‌یابی حزب اموی و نفوذشان در ارکان قدرت، زمینه اساسی بحران جمل از نظر سیاسی بود. و از سوی دیگر، پایه‌گذاری نظام طبقاتی توسط خلیفه دوم، و حیف و میل بیت‌المال توسط خلیفه سوم، زمینه اجتماعی و اقتصادی بحران جمل بود. انحراف فرهنگی از ارزش‌های پیامبر و انحطاط اخلاقی مسلمانان، و همچنین منع تدوین و نشر حدیث نیز از عوامل فرهنگی بحران بود. امویان هم برای رسیدن به اهداف خود، از طرح «خونخواهی عثمان» استفاده ابزاری کرده و از زنان پیامبر به نفع خود بهره بردند. پیامدهای جنگ در بعد انسانی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، و شکل‌گیری حزب قاعدین از دیگر مواردی است که بحران جنگ جمل در پی داشته است.

 

20. بررسی تاریخی تحولات سیاسی و اجتماعی ارزگان

مؤلف: خان‌علی عظیمی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: عبدالمجید ناصری .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمدامین احمدی ..................................... تعداد صفحه: 233

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: آبان 1385

واژگان کلیدی: افغانستان، تغییرات اجتماعی، ارزگان، تحولات سیاسی، هزاره، شیعه، حکومت.


چکیده:

ولسوالی(شهرستان) ارزگان یکی از نقاط مهم، حاصل‌خیز، استراتژیک و دارای سابقه درخشان تاریخی در کشور افغانستان است. این شهر تا قبل از حاکمیت عبدالرحمان، مرکز قدرت و اقتدار منطقه شیعه‌نشین هزارستان شمرده می‌شد، و ساکنان آن را مردم هزاره تشکیل می‌دادند. پس از به‌قدرت رسیدن عبدالرحمان، وی به خاطر برخی عوامل داخلی و خارجی، راه ستیز با شیعیان را در پیش گرفت. نیروهای زیادی را برای تسخیر ارزگان مهیا نموده و آن‌گاه تهاجم گسترده‌ای را به‌سوی آن آغاز کرد، و بی‌سابقه‌ترین نسل‌کشی قومی را انجام داد، به‌طوری که بر اثر این نسل‌کشی و قتل عام، بسیاری از اقوام ساکن ازرگان به انقراض و شبه انقراض دچار گردیدند. پس از این جنایت هولناک، تمام زمین‌های ارزگان را به پشتون‌های فرامرزی واگذار کرد. بعد از عبدالرحمان، در دوران حبیب‌الله و امان‌الله، چند گام مثبت در مورد هزاره‌ها برداشته شد، و حبیب‌الله به عده‌ای از مردم ارزگان که زمین‌های خود را از دست داده بودند، در بخش‌های شمالی افغانستان زمین واگذار نمود. امان‌الله نیز قانون جواز بردگی را که در زمان جدش به تصویب رسیده بود، لغو کرد و تا حدودی آزادی‌های فردی و مذهبی را به شیعیان ارزگان بازگرداند. اما این دو نفر، سیاست عبدالرحمان درباره تصرف اراضی ساکنان ارزگان را ادامه داده، و هیچ اقدامی برای جبران خسارات وارده به هزاره‌ها و استرداد زمین‌های آن‌ها در ارزگان انجام ندادند. در دوران طولانی حکومت ظاهرخان نیز تا اواسط حاکمیت وی، هزاره‌ها تحت فشار سیاست‌های تبعیض‌آمیز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قرار داشتند. در سال 1373 شمسی، گروه طالبان پس از پیش‌روی در مناطق مختلف افغانستان، با استفاده از احساسات مذهبی و قومی بدون جنگ در مناطق پشتون‌نشین ارزگان نفوذ کرده و تمام اقوام پشتون را با خود همراه نمودند. آن‌گاه در رابطه با هزاره‌ها همان سیاست عبدالرحمان را در پیش گرفتند و شرایط دشواری را برای هزاره‌ها به وجود آوردند.

 

21. بررسی تاریخی زندگانی امام حسن مجتبی بعد از صلح

مؤلف: سیدقاسم موسوی ..................................................... رشته: تاریخ اسلام

استاد راهنما: محمدهادی یوسفی‌غروی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمد الله‌اکبری ..................................... تعداد صفحه: 155

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی امام خمینی ............................ تاریخ دفاع: تیر 1387

واژگان کلیدی: امام حسن، معاویه، صلح، فعالیت های سیاسی، فعالیت های فرهنگی.


چکیده:

نقش امام حسن مجتبی و فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی او پس از صلح با معاویه یکی از مسائل و دغدغه‌های محققین می‌باشد، که این تحقیق با استفاده از روش کتابخانه‌ای و اسنادی، پس از بیان جایگاه امام در عصر پیامبر و خلفای راشدین و فلسفه صلح او با معاویه، به توصیف و تبیین آن پرداخته است. امام حسن در دوران ده سال امامت خود بعد از صلح با معاویه، در ابعاد مختلف به فعالیت پرداخت. در بُعد اجتماعی او پناهگاه مردم، فریادرس محرومان، مددبخش فقرا با بذل مال و ثروت خویش بود، و با بخشش اموال خود در حفظ کرامت انسانی محرومان جامعه پیش‌قدم بود. از نظر اقتصادی امام با سرپرستی موقوفات و صدقات پیامبر ، امام علی و فاطمه زهرا به شیعیان کمک مالی می‌نمود و از فقرای جامعه اسلام پشتیبانی مالی می‌کرد. او همچنین پشتوانه محکمی برای پناهندگان سیاسی از دست مظالم اموی بود. این پناهندگان کسانی بودند که با آگاهی بیشتر از مقاصد شوم معاویه، به مبارزه با او پرداخته و برای حفظ جان خود به مدینه و نزد امام حسن مجتبی می‌آمدند. فعالیت‌های فرهنگی امام با تربیت و آموزش نیروهای کارآمد، و مبارزه با بدعت‌های معاویه مانند جعل حدیث، تجویز معاملات ربوی و علنی کردن منکرات آغاز گردید. امام حسن در گفتار و رفتار، و در سفر و حضر، و حتی در خانه خدا، نقش هدایت‌گری خود را ایفا می‌نمود. او در قالب سخنرانی‌ها، احتجاجات، جواب دادن به معترضان و مکاتبه با یاران و سائلان، به آگاهی و ارشاد مردم پرداخته و با بیان مسائل در قالب‌های گوناگون به تبیین اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می‌پرداخت..

 

22. بررسی تاریخی مخالفان امیرالمؤمنین از دیدگاه نهج البلاغه

مؤلف: علیرضا احمدی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: عبدالمجید ناصری .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: سیدمحمدعلی موسوی ..................................... تعداد صفحه: 175

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: آذر 1385

واژگان کلیدی: امیرالمؤمنین، نهج البلاغه، اسلام، مخالفان، خلافت، بیعت.


چکیده:

علی تنها امام معصوم از میان ائمه اطهار است که توانست در شرایط بسیار حساس و نابسامان آن روزگار، زمام حکومت را به‌دست گیرد. بدون تردید، یکی از مسایل عصر او دشمن‌شناسی، شیوه رفتار با مخالفان، سیاست‌ها و راه‌کارها جهت حل مشکلات به‌وجود آمده بود، که این پژوهش به علل و زمینه‌های مخالفت‌ها، گونه‌های مخالفین، شیوه‌های مخالفان، و برخورد امام با مخالفان در ابعاد مختلف، از دیدگاه نهج البلاغه پرداخته است. با رحلت پیامبر ، علی به‌مدت بیست و پنج سال خانه‌نشین شد، و پس از آن خلافت ظاهری را به‌دست گرفت. امام علی در دوران خلافت خود، با مخالفان جدی مواجه شد که زمینه‌های مخالفت آنان از زمان پیامبر اسلام شکل گرفته بود و به‌تدریج در دوران بیست و پنج سال، با فاصله گرفتن جامعه اسلامی از سیره پیامبر ، و جایگزینی معیارهای جاهلی و قومی به جای ارزش‌های دینی، رقابت، کینه، حسادت، کژاندیشی و جمود فکری در میان آنان رشد کرده، و امام را از رسیدن به اهداف خود که احیای سنت پیامبر بود باز می‌داشت. ریاست‌خواهی و دنیاپرستی برخی مسلمانان، و همچنین زراندوزی و بخشش‌های بی‌شمار برخی خلفای پیشین، مسلمانان را از پذیرش عدالت علوی ناتوان ساخته بود، به‌گونه‌ای که حکومت عدالت‌محور علی را برنمی‌تابیدند. اصحاب جمل، معاویه، و خوارج، گروه‌های مخالفی بودند که بیشتر با بهانه‌جویی، امتیازخواهی، تطمیع فرماندهان، توطئه‌چینی، جنگ روانی و براندازی، مخالفت خود را ابراز می‌کردند، و عاقبت، زمینه شهادت امام را مهیا ساختند. شیوه حکیمانه امام ، در نخستین گام، مدارا با بیعت‌ستیزان، بیعت‌گریزان و بیعت‌شکنان بود؛ سپس از طریق مکاتبه، اعزام سفیر یا مذاکره مستقیم، سعی در هدایت مخالفان داشت. با وجود این‌که مخالفان بارها به امام اهانت کردند، اما آن حضرت، مصالح اسلام را فدای مصالح فردی نمی‌کرد، و شکیبایی پیشه می‌نمود. اما پس از اتمام حجت، و دادن پند و اندرز، و تبیین موقعیت خود، به مبارزه با آنان پرداخت.

 

23. بررسی جریان‌های روشن‌فکری سیاسی- اجتماعی دوره پهلوی دوم (1320- 1357)

مؤلف: احمدعلی رضایی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمدمهدی باباپور .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: علی‌اصغر نصرتی ..................................... تعداد صفحه: 246

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: اردیبهشت 1384

واژگان کلیدی: روشن فکری، سیاست، اجتماع، پهلوی، لیبرالیسم، دموکراسی، امام خمینی.


چکیده:

روشن‌فکر نسبت به آسیب‌ها و مشکلات زمان خویش آگاه‌تر از دیگران بوده، و برای پرسش‌های موجود در جامعه پاسخ داشته، یا درصدد یافتن پاسخ آن‌ها است. روشن‌فکر وجدان بیدار جامعه خویش است. نخستین جرقه‌های روشن‌فکری در ایران از ابتدای قرن 19 میلادی و با آغاز ارتباطات گسترده ایران با غرب در دوره قاجاریه شکل گرفت. در شهریور سال 1320 شمسی که پهلوی دوم بر مسند قدرت تکطه زد، دو طیف روشن‌فکری در ایران وجود داشت؛ یک طیف تکنوکرات‌ها و بروکرات‌ها بودند، که با شتاب و بهره‌گیری از افزایش درآمد نفت و پیروی از نظریه مدرنیزاسیون در پی تکمیل و اتمام پروژه نا‌تمام غرب‌گرایی در ایران بودند. طیف دیگر روشن‌فکری، اپوزیسیون، اعم از چپ و راست و مذهبی بودند، که نقطه اشتراک آن‌ها احساس هویت ملی و به چالش کشاندن امپریالیسم، روشن‌فکران نسل اول و استبداد داخلی بود. جریان چپ در قالب حزب توده و ماهیت پنهانی مارکسیستی، در دهه بیست از محبوبیت زیادی برخوردار بود. هدف آن‌ها متحد ساختن توده‌ها، کارگران، دهقانان، صنعتگران و روشن‌فکران مترقی در برابر امپریالیسم، سرمایه‌داران، فئودال‌ها و بورژوازی وابسته بود. از دیگر جریانات سیاسی می‌توان به جریان چپ نو، ملی‌گرایی، ناسیونالیسم، جبهه ملی به رهبری مصدق و نیروهای مذهبی به رهبری آیت‌الله کاشانی و نواب صفوی اشاره کرد. جریان‌های مذهبی در دوره پهلوی دوم، یکی از جریان‌های تأثیرگذار محسوب می‌شد که از دهه چهل به بعد، به مبارزات سیاسی هویت تازه‌ای بخشید. در این میان سهم روحانیون نو‌اندیش و انقلابی با محوریت امام خمینی بسیار پررنگ بود. روشن‌فکران مذهبی در دو دسته غیرروحانی مانند بازرگان و شریعتی، و روحانی بودند؛ که طیف روحانی با اندیشه بومی و شیعی خود در قالب تئوری ولایت فقیه توانست حکومت پهلوی دوم را سرنگون کند و انقلاب اسلامی را به رهبری امام خمینی به ثمر برساند..

 

24. بررسی روابط دولت‌های شیعی قرن سوم و چهارم هجری

مؤلف: محمدزکریا سعیدی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: منصور داداش‌نژاد .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: حسین مرادی‌نسب ..................................... تعداد صفحه: 208

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: بهمن 1386

واژگان کلیدی: دولت های شیعی، علویان، آل بویه، حمدانیان، فاطمیان، زیدیان، ادریسیان.


چکیده:

قدرت‌یابی شیعیان، و پیدایش دولت‌های شیعی در قرن سوم و چهارم از اهمیت فراوانی برخوردار است؛ در قرن سوم و چهارم هجری، علویان در طبرستان، آل‌بویه در ایران و عراق، حمدانیان در موصل و حلب، فاطمیان در مصر، زیدیان در یمن، و ادریسیان در مغرب، دولت‌هایی با گرایش شیعی تشکیل دادند، که این رساله، فرآیند شکل‌گیری، اقدامات حاکمان و دستاوردهای اجتماعی و فرهنگی این دولت‌ها را مورد بررسی قرار داده، و سپس به تبیین روابط آنان با یکدیگر پرداخته است. روابط حمدانیان با آل‌بویه در دوره اول، از زمان معزالدوله تا عضدالدوله حسنه، و بر پایه تسامح و تساهل بود. اما پس از آن حالتی خصمانه یافت. روابط سیاسی دولت‌های شیعی در این دوره چندان حسنه نبود؛ حاکمان شیعی، گرچه دشمن و رقیب مشترک داشتند، اما در برخی موارد، خودشان نیز به رقابت با یکدیگر می‌پرداختند. تبادل سفرا بین دولت‌ها وجود داشت، ولی چندان پایدار نبود، و در روابط فاطمیان با حمدانیان، و زیدیان و آل بویه، شاهد درگیری‌های متعددی هستیم. روابط دولت‌ها با منافع سیاسی آنان در ارتباط بود؛ هر بار که منافع طرفین اقتضای همکاری داشت، ارتباط دوستانه می‌شد، و اگر چنین نبود ارتباط خصمانه برقرار می‌گشت. ارتباط خصمانه دولت زیدی یمن با اسماعیلیان که دولتی را زیر نظر امامان فاطمی پدید آورده بودند، نمونه‌ای از این‌گونه روابط است. محور روابط دولت‌های شیعی، بیشتر اقتصادی و فرهنگی بود، و آل‌بویه با حمدانیان و فاطمیان، و فاطیمان با حمدانیان، ادریسیان و زیدیان یمن، رابطه تجاری داشتند؛ مبادلات کالا، انعقاد قراردادهای تجاری و توجه به راه‌ها از عوامل توسعه تجارت بین دولت‌ها بود. مسافرت دانشمندان، شعرا و ادبا به کشورهای شیعی و تقویت حوزه‌های فرهنگی، و ورود طالبان علم به حوزه‌های علمی و فرهنگی موجب تقویت روابط فرهنگی می‌گشت. اعتقادات مذهبی، تحریکات خلفای عباسی، فعالیت قرمطیان، و اندیشه و اقدامات حاکمان شیعی در توسعه یا رکود روابط سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مؤثر بود.

 

25. بررسی شخصیت تاریخی حذیفه بن یمان

مؤلف: الشن اسماعیلی ..................................................... رشته: تاریخ اسلام

استاد راهنما: نعمت‌الله صفری‌فروشانی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمد الله‌اکبری ..................................... تعداد صفحه: 169

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی امام خمینی ............................ تاریخ دفاع: تیر 1387

واژگان کلیدی: پیامبر اسلام، تاریخ اسلام، حذیفه بن یمان، صحابه، علی، خلفا.


چکیده:

بررسی جایگاه شخصیت حذیفه بن یمان عبسی، هم‌پیمان قبیله بنی عبد الاشهل، از لابلای کتب تاریخی، تراجم‌نگاری و جوامع روایی سنی و شیعه، از آن‌روی اهمیت دارد که در دوران حیات پیامبر اسلام از جایگاه مهمی برخوردار بوده، و به‌عنوان یکی از انصار در آغاز هجرت به‌همراه پدرش حسیل، به دین اسلام گرویده و در روز پیمان برادری، جنگ احد و خندق حضور داشته و در غزوه تبوک و ماجرای عقبه به اسامی منافقان شناخت پیدا کرده و به‌عنوان صاحب سرّ النبی مشهور بوده است. بنا بر نقل کتب روایی شیعه، حذیفه در روز سقیفه از معترضین به خلافت ابوبکر بوده و در فتوحات و حوادث عصر خلفای سه‌گانه نقش مهمی داشته است؛ او در برخی فتوحات، فرماندهی و سرپرستی سپاه مسلمانان را به‌عهده گرفته و به موفقیت‌ها و پیروزی‌های ارزشمندی رسیده است. در فتح شوشتر به‌عنوان فرمانده سپاه پیادگان، و در فتح آذربایجان به‌عنوان فاتح، و در نهاوند به‌عنوان فرمانده سپاه حضور داشت. او همچنین برای مدتی حاکم مدائن و ارمینیه بود. حذیفه بن یمان درباره فضیلت، شجاعت و برتری علی سخنانی ایراد کرده و روایاتی را در این مورد از پیامبر اسلام ذکر کرده است. بعد از رسیدن عهد و نامه امام علی به حذیفه، او مردم را جمع کرده و بعد از ایراد خطبه از حقانیت علی صحبت کرده و با آن حضرت بیعت می‌کند. او به یاران و فرزندان خود در مورد علی توصیه‌هایی نموده و آن‌ها را به همراهی با آن حضرت تشویق کرده است. حذیفه از طرف علی به فرمانروایی مدائن تعیین شد و تا آخر عمر در این مأموریت باقی ماند. از منظر کتب روایی، حذیفه فردی ثقه و مورد اطمینان بوده و به‌عنوان صحابی بزرگ پیامبر گرامی اسلام معرفی شده است. کتب رجالی شیعه او را از اصحاب خاص امام علی دانسته‌اند.

 

26. بررسی شخصیت و عملکرد کارگزاران حکومت پیامبر اکرم

مؤلف: سیدطالب‌حسین حسینی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: حسین مرادی‌نسب .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: حسین عبدالمحمدی ..................................... تعداد صفحه: 127

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: مهر 1384

واژگان کلیدی: حکومت، پیامبر اسلام، کارگزاران حکومتی، نظام سیاسی، مدینه.


چکیده:

پیامبر اسلام در سرزمینی مبعوث گردید که علاوه بر گمراهی اعتقادی، از نظم و حکومت بی‌بهره بودند. در چنین شرایطی پیامبر اکرم می‌کوشید تا علاوه بر رهایی مردم از جهل و شرک، شالوده امت واحدی را پایه‌ریزی نماید. برای این کار، لازم بود تا از اهرم‌های مختلفی استفاده کند، که یکی از آن‌ها انتخاب کارگزاران کارآمد بود. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی شخصیت و عملکرد کارگزاران آن حضرت پرداخته است. منظور از «کارگزاران»، تمام کسانی است که عملکردشان طبق نظر و دستور پیامبر، و متناسب با نوع مسئولیت آن‌ها بوده است. حضرت رسول برای انتخاب کارگزاران، به لیاقت و شایستگی آنان توجه ویژه‌ای داشته و کسانی را که از معیارهای مورد نظر ایشان، خارج می‌شدند، توبیخ می‌کرد. در میان مجموعه وسیع کارگزاران، علی به خاطر اطاعت‌پذیری، عدالت، لیاقت و کاردانی، شجاعت و مردم‌داری چهره‌ای شاخص و برتر بود. کارگزاران رسول خدا، بر اساس رتبه و نوع مسئولیتی که بر عهده داشتند، به دسته‌های مختلف تقسیم شده بودند. نقبا، دوازده نفر از رؤسای قبایل و بیعت‌کنندگان عقبه دوم بودند، که مأموریت داشتند تا به اختلافات قومی و قبیله‌ای پایان دهند. سفیران، تعدادی از کارگزاران سیاسی بودند که وظیفه ابلاغ پیام‌های رسول خدا به سران کشورها وحکمرانان مختلف جهان را بر عهده داشتند. کارگزاران نظامی هم در سریه‌ها به‌جای پیامبر اکرم، نقش فرماندهی سپاه را به عهده می‌گرفتند. کارگزاران فرهنگی و تبلیغی هم در سه دوره مهاجرت به حبشه، حضور در مدینه قبل از هجرت پیامبر، و دوره بعد از استقرار پیامبر در مدینه، نقش ارزشمندی در تبلیغ اسلام داشتند. والیان و جانشینان نیز کسانی بودند که در زمان غزوات، جانشین پیامبر در مدینه بوده، و یا در مناطق مختلف به عنوان والی ایفای نقش می‌کردند. کارگزاران اقتصادی نیز عده‌ای بودند که وظیفه جمع‌آوری و مدیریت اموالی مانند صدقات، زکات و غنایم جنگی را بر عهده داشتند.

 

27. بررسی شخصیت و عملکرد معاویه از دیدگاه امیرالمومنین

مؤلف: موسی امینی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: عبدالله موحدیی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: حسین عبدالمحمدی ..................................... تعداد صفحه: 155

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: شهریور 1385

واژگان کلیدی: امیرالمؤمنین، معاویه، شام، صفین، عثمان، حکومت.


چکیده:

همزمان با فتح مکه، معاویه به یمن گریخته و به تبلیغ علیه پیامبر اسلام پرداخت. وی شش ماه قبل از رحلت پیامبر، مسلمان شد، ولی همیشه مورد لعن و نفرین آن حضرت بوده است. او بعد از مسلمان شدن نیز شخصی دنیاپرست، حیله‌گر و شیطان‌صفت بود، که در مقابل اهل بیت بسیار احساس حقارت می‌کرد. اطرافیان او برای این‌که بر اعمال فضاحت‌بار وی سرپوشی گذاشته باشند، صفت خال‌المؤمنین و کاتب وحی را برای او جعل کردند. معاویه در زمان خلافت عمر و به دستور وی، حاکم سرزمین شام شد. با این‌که عمر شدیداً مراقب عملکرد عاملان خود بود، اما نه تنها هیچ برخوردی با تجمل‌گرایی، دنیاپرستی و اشرافیت معاویه نکرد، بلکه او را در مسائل سیاسی و اقتصادی تام‌الاختیار قرار داده بود. آزادی عمل معاویه در برخورد و اخراج صحابه و قاریان کوفه از شام، و گسترش قلمرو حاکمیت او توسط عثمان، زمینه استقلال حکومت او را فراهم نمود. معاویه با رد درخواست کمک عثمان، به کشته شدن او کمک کرد، و بدین ترتیب خود را به اهداف خاص خویش نزدیک‌تر ساخت. وی به‌خاطر قدرت‌طلبی، اسلام‌ستیزی، و کینه‌های شخصی از امام علی، با آن حضرت بیعت نکرده، و با ارسال نامه‌هایی، به تحریک طلحه و زبیر برای رسیدن به خلافت پرداخته، و بدین ترتیب، جنگ جمل را پایه‌ریزی کرد. امام علی پس از پایان جنگ جمل، معاویه را به بیعت با خود فراخواند. ولی او با طولانی کردن جواب سفیر امام، مردم شام را به بهانه خون‌خواهی عثمان با خود همراه نموده و جنگ صفین را آغاز کرد. معاویه با استفاده از پایین نگه‌داشتن سطح فکری مردم شام، لجاجت اهل کوفه با امام، جذب سیاست‌مدارن دین‌فروش مثل عمروعاص، عالمان ساده‌لوح و استفاده از جنگ روانی برای ایجاد تفرقه بین یاران امام، جنگ شکست خورده صفین را برای خود تبدیل به پیروزی کرد.

 

28. بررسی علل قیام شیعیان افغانستان بر ضد عبد‌الرحمان خان

مؤلف: علی برهانی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمدامین احمدی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: احمد دولت‌آبادی ..................................... تعداد صفحه: 154

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: دی 1384

واژگان کلیدی: افغانستان، شیعیان افغانستان، عبدالرحمان خان، هزاره جات، کابل، قیام شیعیان.


چکیده:

پژوهش حاضر کوشیده است تا علل قیام شیعیان افغانستان بر ضد حکومت عبد‌الرحمان خان را بررسی نماید. امیر دوست‌محمد خان، جدّ عبد‌الرحمان خان و بنیان‌گذار حکومت خاندان محمدزایی، شخصی بود که پای انگلیسی‌ها را به افغانستان باز کرد، و از طریق اعطای امتیازات متعدد به آن‌ها و خیانت به مردم جامعه خویش، حکومت افغانستان را به‌دست گرفته و ایالت‌های این کشور را میان فرزندان خود تقسیم کرد. در دوران حکومت محمدزایی‌ها از امیر دوست‌محمد خان تا عبدالرحمان خان، به خاطر جنگ‌های داخلی، کشور افغانستان در تمام زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به‌سوی انحطاط سوق داده شد. معیشت و اقتصاد شیعیان افغانستان در زمانی که عبد‌الرحمان خان به قدرت دست یافت، از طریق کشاورزی و دامداری تأمین می‌شد. عبد‌الرحمان خان که فردی ظالم، سخت‌گیر و بی‌مروت بود، شیعیان مناطق هزاره‌جات افغانستان را مجبور به دادن مالیات‌های سنگین می‌کرد. این سخت‌گیری‌ها به‌تدریج موجبات نارضایتی گسترده مردم را فراهم آورد. از عوامل قیام شیعیان هزاره‌جات بر ضدّ عبد‌الرحمان خان می‌توان به بیدادگری کارگزاران دولتی، اختلاف‌های مذهبی با حکومت مرکزی که پیرو مذهب حنفی بودند، اخذ مالیات‌های سنگین، و آزار و اذیت بزرگان، علما، سادات و میران قوم هزاره اشاره کرد. عبدالرحمان خان به دلیل پیوند مذهبی هزاره‌ها با ایرانیان در خارج از کشور، مخالفت خوانین و اربابان هزاره با خواسته‌های حکومت کابل و وحشت از اقتدار شیعیان، در سال 1308 قمری دستور حمله به هزاره‌جات را صادر نموده، و بزرگ‌ترین نسل‌کشی را در تاریخ افغانستان رقم زد. او با اخذ فتوای تکفیر شیعیان از مفتی‌های اهل تسنن بیش از نیمی از شیعیان هزاره را قتل‌عام کرد، زنان و فرزندان آن‌ها را به کنیزی و غلامی گرفت، اموال آن‌ها را غارت کرد، و اراضی و عقار شیعیان هزاره را به اقوام پشتون بخشید. وضعیت نامناسب اقتصادی شیعیان در حال حاضر را نیز می‌توان پیامد ماندگار این حادثه دانست.

 

29. بررسی عملکرد کارگزاران خلفای سه‌گانه

مؤلف: عروج حیدر ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمود حیدری‌آملی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: منصور داداش‌نژاد ..................................... تعداد صفحه: 125

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: اردیبهشت 1385

واژگان کلیدی: اسلام، خلفا، کارگزاران، ابوبکر، عمر، عثمان.


چکیده:

پیامبر اسلام پس از تشکیل حکومت، کارگزارانی را برای اداره شهرهای مختلف منصوب کرد، که همین شیوه توسط سه خلیفه نخستین برای اداره مناطق مختلف جهان اسلام دنبال شد. این رساله با استفاده از روش کتابخانه‌ای و تحلیل محتوا، عملکرد کارگزاران خلفای سه‌گانه را بررسی نموده، و برخورد خلفا با کارگزاران خاطی، و سرانجام آنان نیز در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته است. کارگزارانی که از سوی ابوبکر تعیین شده بودند، با توجه به مشکلات به‌وجود آمده مانند مسأله اهل رده، پیامبران دروغین و شورش قبایل عرب، خدمات گسترده‌ای را به دستگاه خلافت ارایه نمودند؛ همه این کارگزاران خواسته‌ها و دستورات خلیفه را اجرا می‌کردند، اما برخی از آنان مانند خالد بن ولید از اصول و قوانین اسلام پیروی نکرده و دست به جنایاتی زدند که مجازات مرگ را در پی داشت، اما خلیفه فقط به یک تذکر ساده بسنده نمود. همچنین بیشتر کارگزارانی که فرماندهی جنگ را به عهده داشتند در فکر کسب غنایم و پیروزی بودند، و برای رسیدن به اهداف خود دست به خون‌ریزی می‌زدند. در این رساله همچنین زندگی، عملکرد و سرانجام بیش از هجده کارگزار عمر مورد بررسی قرار گرفته است. عمر نیز اگرچه کارگزاران خود را پیش از فرستادن به مأموریت توصیه به مدارا می‌نمود، ولی برخورد وی با کارگزاران خاطی یکسان نبود؛ او برخی از خطاهای کارگزاران را نادیده می‌گرفت، و گاهی اموال کارگزاران خاطی را مصادره می‌کرد. بیشتر کارگزاران عمر مانند عمروعاص، ابوموسی اشعری، مغیره بن شعبه، و ابوهریره افراد پاک و مخلصی نبودند ولی قاطعیت و سخت‌گیری عمر، آنان را مطیع خلیفه ساخته بود. و اما عثمان با گماردن اقوام خود در پست‌های حساس، به اعتراض اصحاب پیامبر هیچ اعتنایی نکرد. کارگزاران عثمان، خوش‌گذرانی، حیف و میل اموال مسلمین، و غارت بیت‌المال را پیشه کردند، و با این کار، زمینه شورش مسلمین را فراهم ساختند که به قتل عثمان منجر شد.

 

30. بررسی نظریه‌های پیدایش تشیع

مؤلف: تورگوت آتام ..................................................... رشته: تاریخ اسلام

استاد راهنما: نعمت‌الله صفری‌فروشانی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: قاسم جوادی ..................................... تعداد صفحه: 247

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی امام خمینی ............................ تاریخ دفاع: آذر 1386

واژگان کلیدی: اسلام، تشیع، امامت، ایرانیان، عبدالله بن سبا، سقیفه، امام علی.


چکیده:

درباره تاریخ پیدایش تشیع نظریات مختلفی توسط محققین و اندیشمندان شیعی، سنی و مستشرقین مطرح شده است. در این زمینه بیش از ده نظریه در کتب مختلف آمده است، که از میان آن‌ها فقط دو نظریه مربوط به شیعه، و بقیه از آن دانشمندان اهل سنت و مستشرقین است. در نظریاتی که از اهل سنت و مستشرقین بیان شده است، اغراض مذهبی سیاسی، دشمنی با تشیع، و افراط کاملاً آشکار است. هدف اصلی آن‌ها از بیان این نظریات، نشان دادن مذهب تشیع به‌عنوان یک حرکت خارجی و امر عارضی است. بعضی از این نظریات به‌هیچ وجه جنبه علمی و استدلالی قوی ندارد، اما در این پژوهش به ده نظریه مطرح که جنبه علمی و قابل بحث تاریخی دارد، پرداخته شده است. پیدایش تشیع در دوره پیامبر گرامی اسلام ، شکل‌گیری در سقیفه، در دوره خلافت عثمان، در دوران خلافت امام علی، پس از حادثه کربلا، در دوران امام صادق، توسط فردی به‌نام عبدالله بن سبا، و ایجاد آن توسط ایرانیان از مهم‌ترین و اصلی‌ترین نظریاتی است که در این زمینه ارایه شده است. تمام این نظریات مطرح در مورد پیدایش تشیع را می‌توان مربوط به دو دسته عوامل داخلی جامعه اسلامی، یا عوامل خارج از آن دانست. آن‌چه در این نوشتار وجهه همت است، تطابق این نظریات با گزارش‌های معتبر تاریخی و داوری درباره آن‌ها و تأکید براین واقعیت است که تشیع به عنوان یک جریان اصیل و به‌معنای اعتقاد به امامت و رهبری منصوص علی بعد از پیامبر اعظم، و همگامی با آن امام، نه تنها همزاد با ظهور اسلام بوده که اساساً جزئی از رسالت پیامبر بوده است. در نتیجه، پیدایش تشیع به دوره پیامبر می‌رسد؛ زیرا جوهره اصلی تشیع، یعنی وصایت و نص را می‌توان در این زمان با استنادات تاریخی به اثبات رساند، و شکل‌گیری تشیع و تبیین احکام شیعی به‌مرور زمان صورت گرفته و تکامل یافته است.

 

31. بررسی و نقد ادله اهل سنت بر خلافت ابوبکر

مؤلف: رمضان دانش ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: سیدمحمد حسینی‌قزوینی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: نجم‌الدین طبسی ..................................... تعداد صفحه: 188

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: خرداد 1385

واژگان کلیدی: خلافت، ابوبکر، اجماع، اهل سنت، بیعت، صحابه، امامت.


چکیده:

خلافت به‌معنای جانشینی پیامبر اکرم و تصدی مسئولیت‌های اجتماعی آن حضرت می‌باشد که مهم‌ترین آن‌ها رهبری سیاسی، مرجعیت دینی، قضاوت و اصلاح ذات‌البین است. یکی از دلایل علمای اهل سنت بر مشروعیت خلافت ابوبکر، آیه 55 سوره نور و 54 سوره مائده است، که آن‌ها را وعده‌ای بر خلافت ابوبکر دانسته‌اند. اما بسیاری از بزرگان اهل سنت همچون تفتازانی و باقلانی، وجود هرگونه نصی را در این‌زمینه رد کرده‌اند. بسیاری از مفسران اهل سنت نیز، ویژگی‌های ذکر شده در این آیات را مطلق دانسته و انطباق آن‌ها را بر خلیفه اول نمی‌پذیرند. از دلایل دیگر اهل سنت و خصوصاً ابن حجر، آن است که صحابه بر خلافت ابوبکر، اجماع نموده‌اند. اما باز شاهدیم که بزرگان اهل سنت مانند قلقشندی، اصلاً اجماع را دلیل اثبات خلافت نمی‌دانند و از سوی دیگر، اساساً اجماعی در سقیفه حاصل نشده است. دلیل سوم، عمل صحابه است زیرا اهل سنت برای صحابه اعتبار و شان والایی قایل هستند. اما حق آن است که نظریه عدالت تمام صحابه، باطل است پس گفتار و کردار همه صحابه نمی‌تواند برای ما حجت شرعی باشد. چهارمین دلیل، بیعت می‌باشد؛ اما بررسی کارکرد بیعت در زمان‌های مختلف نشان می‌دهد که بیعت هیچگاه کارکرد انشایی نداشته و برای ایجاد حاکمیت به‌کار نرفته است، بلکه به‌معنای پذیرش رهبری و اعلام وفاداری بوده است. به‌علاوه، برخی از بزرگان صحابه هیچگاه با ابوبکر بیعت نکرده و برخی دیگر وادار به بیعت شده‌اند. دلیل دیگر، افضلیت ابوبکر بعد از رسول خداست؛ در این زمینه احادیثی هم وجود دارد که البته برخی از اعاظم اهل سنت، بر دروغ بودن این احادیث معترف هستند. از سوی دیگر، قلقشندی ملاک‌های فضیلت را علم، تقوی و شجاعت دانسته و آن را تحت عنوان شرایط خلیفه ذکر نموده است، اما تاریخ نشان می‌دهد که ابوبکر در هیچ یک از این ویژگی‌ها افضل افراد بعد از رسول خدا نبوده است. پس خلافت جناب ابوبکر هم فاقد شرایط و هم فاقد دلیل است.

 

32. بررسی و نقد دیدگاه مستشرقان درباره امیرالمؤمنین علی‌

مؤلف: علی‌حسین حسینی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: غلام‌حسن حسین‌زاده .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمد‌جواد اسکندرلو ..................................... تعداد صفحه: 178

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: آبان 1387

واژگان کلیدی: قرآن، علی، نهج البلاغه، مباهله، خاورشناسان، مخالفان سیاسی، اقتصاد.


چکیده:

درباره شخصیت امام علی همواره دیدگاه‌های متفاوتی بیان شده است، و این رساله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و نقد دیدگاه خاورشناسان درباره شخصیت امیرالمؤمنین علی پرداخته، و شخصیت سیاسی، اجتماعی و علمی آن حضرت را از منظر خاورشناسان بررسی نموده است. منظور از شرق‌شناسان، گروهی از پژوهشگران و محققان غربی هستند که در مورد دین، هنر، آداب و رسوم، و دیگر مسایل مربوط به خاورمیانه و شرق اروپا مطالعه و تحقیق می‌کنند. در حال حاضر بسیاری از دانشگاه‌های غربی، معمولا در قالب تأسیس یک دپارتمان ویژه، در مورد دین اسلام و تشیع آثار علمی قابل توجهی را ارایه می‌نمایند. ابعاد مختلف زندگانی و شخصیت فردی امام علی، از مسایلی است که توجه خاورشناسان علاقمند به مسایل تاریخ اسلام را همواره به خود جلب نموده است. خدمات اجتماعی علی، به‌ویژه رسیدگی به بیت‌المال، کشتی‌سازی، حفر قنات، توجه به بهداشت، ساختن آسیاب، راه‌سازی، شهرسازی، توجه به مسایل رفاهی و اقتصادی مسلمانان، رفتار او با خلفای سه‌گانه و مخالفان حکومت، و برخورد فکری و نظامی امام با آنان از جمله مواردی است که مورد توجه شرق‌شناسان بوده است. امام علی که تربیت یافته مکتب پیامبر گرامی اسلام است، اولین ایمان‌آورنده به پیامبر بوده، و به‌همین دلیل، فضایل او از اهمیت مضاعفی نزد خاورشناسان برخوردار است. بسیاری از خاورشناسان نسبت به مسأله جانشینی پیامبر اسلام تحقیق گسترده‌ای انجام داده، و در این مورد سه نظریه ارایه کرده‌اند؛ گروهی معتقدند که سقیفه، عاملی انحرافی در جانشینی بوده، و علی جانشین حقیقی پیامبر است. گروه دیگری صرفاً دیدگاه شیعیان و اهل سنت را ابراز کرده و از خود هیچ نظری ارایه نکرده‌اند. گروه سوم معتقدند که پیامبر هیچ جانشینی انتخاب نکرده است. بعد علمی امام علی، جمع‌آوری قرآن توسط ایشان، و همچنین نهج‌البلاغه از دیگر مسایل مورد توجه مستشرقان درباره امام علی می‌باشد.

 

33. برگزاری حج در تاریخ اسلام (قرن اول)

مؤلف: عبدالحسین محمدی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: عزت‌الله مولایی‌نیا .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: حامد منتظری‌مقدم ..................................... تعداد صفحه: 190

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: آذر 1386

واژگان کلیدی: حج، مکه، اسلام، کعبه، پیامبر اسلام، خلفا، امویان.


چکیده:

خانه کعبه از روزگاران قدیم، و پیش از عصر حضرت ابراهیم شناخته شده بود، و مسجد الحرام نیز اولین حرم امن الهی است. حج یکی از شعارهای خداوند است که کمتر عبادتی معادل آن می‌باشد، و به‌جا آوردن مراسم حج، یکی از ضروریات دین اسلام می‌باشد که خداوند احکام و دستورات ویژه‌ای را برای آن قرار داده است؛ این رساله در پی آن است که برگزاری مراسم حج را بر اساس دستورات و آموزه‌های اسلامی، در قرن اول هجری بررسی نموده، و به معرفی امیران حج در این دوره، و معیارهای انتخاب آنان بپردازد. با ظهور دین اسلام و هجرت پیامبر اسلام به مدینه، خانه کعبه و مراسم حج جایگاه ویژه‌ای یافت، و پیامبر در سال دهم هجری، با کشیدن خط بطلان بر ارزش‌های جاهلی، مراسم حج نبوی را بنیان نهاد. خلفا نیز پس از آن حضرت، در پاسداری از این آیین تلاش می‌کردند، و مراسم حج را به‌جای می‌آوردند. آن‌ها برای حجاج، سرپرستی انتخاب می‌کردند تا در انجام فریضه حج و رسیدگی به امور حجاج و سازماندهی آنان، اقداماتی انجام دهند. پیامبر اسلام پس از تشکیل حکومت اسلامی و فتح مکه، امیرانی برای اداره مکه انتخاب می‌کرد که علاوه بر اقامه نماز جماعت، احکام حج را نیز آموزش می‌دادند. پس از رحلت پیامبر، امیران مکه توسط خلفا، و امرای اموی از میان اشخاص صاحب فضیلت و شرافت انتخاب می‌شدند، و البته گاهی برای رسیدن به این مقام به شمشیر نیز متوسل می‌شدند. امیران مکه به رفاه و آسایش حجاج و اهالی مکه توجه خاصی داشتند و وظایفی از قبیل سقایت، رفاده و پوشش کعبه را به عهده داشتند. خانه کعبه در طول تاریخ شاهد حوادث ناگواری بود و چندین بار بازسازی شده است. به همین دلیل، محدوده حرم به مرور زمان گسترش یافته، و هر یک از خلفا و امرا در توسعه آن سهم داشتند..

 

34. بنی‌امیه و سبّ امیرالمؤمنین (زمینه‌ها و بازتاب‌ها)

مؤلف: حسین‌داد صداقت .....................................................رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: عزت‌الله مولایی‌نیا .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: حسین مرادی‌نسب ..................................... تعداد صفحه: 167

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: آبان 1385

واژگان کلیدی: امیرالمؤمنین، بنی امیه، سب، لعن، معاویه، اسلام.


چکیده:

این تحقیق در پی آن است تا چرایی و چگونگی رواج سبّ و لعن امیرالمؤمنین علی و پیامدهای آن را در تاریخ بررسی نماید. لعن مخالفان در فرهنگ عرب، امر متداولی بوده است و این واژه حتی در قرآن کریم هم بارها و برای افراد و گروه‌های متعددی به‌کار رفته است. در کلام رسول خدا نیز افعال و افراد متعددی مانند بنی‌امیه، ابوسفیان و معاویه لعن شده‌اند؛ از این‌رو می‌توان گفت که فلسفه لعن، دوری جستن از ملعونین بوده تا همچنان که در درگاه الهی مطرود هستند در قلوب مردم نیز جایی نداشته باشند. و اما زمینه‌های شکل‌گیری و رواج سبّ و لعن امیرالمؤمنین در جامعه اسلامی، همچنان که در سال‌های قبل از ظهور اسلام ریشه دارد، از عواملی مانند کینه نسبت به رسول خدا و حسادت نیز ناشی شده است؛ معاویه که بنیان‌گذار این فرهنگ ناشایست است، علاوه بر انتقام‌جویی از لعن‌های رسول خدا نسبت به خود و خاندانش، در صدد نابودی اسلام نیز برآمده بود؛ زیرا اسلام با امام علی، که محور حق است، پیوندی ناگسستنی دارد. برای این منظور، معاویه از شیوه‌هایی همچون جلوگیری از ذکر فضائل آن حضرت، جعل حدیث در مذمت ایشان، و نیز شکنجه و کشتار شیعیان آن حضرت بهره می‌گرفت. البته سرقت و یا تبدیل فضائل امیرالمؤمنین نیز به صورت گسترده‌ای در این دوره، انجام شده است. همه این‌ها در حالی است که امیرالمؤمنین در قرآن و سنت، و همچنین در نزد صحابه و تابعین از جایگاه بسیار بلندی برخوردار بوده، و بسیاری از دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان نیز به عظمت مقام و جایگاه معنوی ایشان اعتراف نموده‌اند. اقدامات معاویه با مخالفت‌هایی از سوی صحابه و تابعین روبرو شده، و بسیاری از دانشمندان اسلامی نیز در طول تاریخ این عمل را نکوهش کرده‌اند. پیامدهای این سیاست نیز قابل توجه است که واکنش متقابل شیعیان، مهجویت قرآن و اهلبیت، و تفرقه امت اسلامی از جمله آن‌هاست.

 

35. پیامدهای مهاجرت افغان‌ها به ایران از سال 1357 به بعد

مؤلف: امیرخان محمدی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمدوحید بینش .......................... زبان نگارش: عربی

استاد مشاور: ابراهیم فتحی ..................................... تعداد صفحه: 139

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................تاریخ دفاع: شهریور 1385

واژگان کلیدی: مهاجرت، افغانستان، جمعیت، ایران، حکومت، انتقال جمعیت.


چکیده:

مهاجرت پیامدهایی مانند افزایش یا کاهش جمعیت، تغییر ترکیب جمعیتی، ایجاد تنوع فرهنگی و همچنین پیامدهایی در حوزه اقتصادی و اجتماعی دارد. طبق آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور ایران، بیش از 800 هزار تبعه افغانی در ایران زاده شده‌اند. مخالفت ایران با اشغال افغانستان توسط شوروی، شباهت‌های فرهنگی میان دو کشور و وضعیت سیاسی و اقتصادی ایران، باعث مهاجرت افغانی‌های زیادی به ایران شد. از دلایل مهاجرت افغان‌ها می‌توان به کودتای هفت ثور (1979ـ1978) که موجب فشار رژیم کمونیستی بر مردم و نارضایتی آن‌ها شد؛ قیام‌های مردمی که ناامنی برای مردم عادی را به‌دنبال داشت، و آغاز جنگ چریکی در زمان حمله روس‌ها و پیوستن مردم به مجاهدین، اشاره کرد. مجاهدین در روستاها مراکزی را ایجاد کردند که موجب حمله دولت به این روستاها شد. حکومت کمونیستی در طول سال‌های متمادی، فشارهای فراوانی را بر مردم تحمیل کرد. حتی در دوران حکومت مجاهدین، جنگ‌های داخلی بار دیگر مردم را به سختی انداخته بود. طالبان نیز با اعمال افراطی مانند ایجاد ساتر برای چهارپایان، تعیین اندازه برای ریش مردان، تازیانه زدن بر مردگان در صورت کوتاهی ریش آن‌ها، بیرون کشیدن جنازه رقیبان خود و نابود کردن آن‌ها، عرصه را بر مردم تنگ کرده بودند. همه این‌ها موجب مهاجرت افغان‌ها گردید. حفظ جان و مال، آموزش و اشتغال از جمله پیامدهای مثبت این مهاجرت برای افغان‌ها بود. مهاجرت به ایران نیز پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی و فرهنگی فراوانی داشته است. برخی از روزنامه‌نگاران ایرانی، آسیب‌های اجتماعی ناشی از پذیرش افغان‌ها را بسیار بزرگ جلوه داده‌اند، و ناعادلانه قضاوت کرده‌اند. از دیدگاه آن‌ها ازدواج با دختران ایرانی، رهاکردن زن و فرزند، وابستگی به مواد مخدر، افزایش بیکاری، تجاوز جنسی و افزایش کودکان خیابانی، از جمله پیامدهای مهاجرت افغان‌هاست. در حالی‌که این موارد واقعیت نداشته، و با روحیه غیرتمندی و زحمت‌کشی مردم افغانستان سازگاری ندارد.

 

36. پیدایش و تطور حنفیه در افغانستان و رابطه آن با تشیع

مؤلف: محمدعارف بصیر ..................................................... رشته: ادیان و مذاهب

استاد راهنما: قاسم جوادی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: مهدی فرمانیان ..................................... تعداد صفحه: 237

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی امام خمینی ............................ تاریخ دفاع: آذر 1386

واژگان کلیدی: افغانستان، حنفیه، تشیع، خراسان، نعمان بن ثابت کابلی، ابوحنیفه.


چکیده:

مذهب حنفیه توسط نعمان بن ثابت کابلی، مشهور به ابوحنیفه، به‌وجود آمد. وی از نظر فقهی دیدگاه‌های جدیدی را ارئه نمود که به‌علت رویکرد دوگانه فقهی کلامی، رهایی مردم از جزیه و ارجاء، حمایت از ستم‌دیدگان و موالی، و جمعی بودن اجتهاد، این مذهب در خراسان و میان ترکان، با استقبال زیادی روبرو شد. این رساله، موضوع پیدایش مذهب حنفی و تطور آن را در شرق جهان اسلام، و چگونگی ارتباط آن با شیعیان را مورد بررسی قرار داده است. با درگذشت ابوحنیفه، شاگردانش اندیشه‌های فقهی او را در شرق ایران، و میان سامانیان و ترکان رواج دادند. این مذهب از قرن دوم تا قرن هشتم هجری دچار دگردیسی شد و در اندیشه حنفی تغییراتی پدید آمد که این تغییرات در دوره سامانیان، سلجوقیان و تیموریان چشم‌گیر است؛ مهم‌ترین مراحل این تغییرات شامل عدل‌گرایی، خردگرایی، اهل بیت‌گرایی و در پایان، وهابی‌گرایی بود. ابوحنیفه مانند دیگر مسلمانان، مرجعیت علمی اهل بیت را پذیرا بود و در تنگناهای فقهی کلامی درگاه آنان را می‌کوبید، و با آن که از خلفا به نیکی یاد می‌کرد، ولی دلداده خلیفه چهارم، امام علی، بود و او را برتر از همه می‌دانست. دشمنان آن حضرت را اهل بغی می‌خواند، و حدیث غدیر را روایت می‌کرد و امامت را از آنِ فرزندان علی و فاطمه می‌دانست. ابوحنیفه از مکتب امام باقر و امام صادق بهره برده، و در کوفه به دوستی آنان تظاهر می‌کرد، و با دیگر بزرگان علوی مانند نفس زکیه رابطه نزدیکی داشت. بسیاری از علمای حنفی نیز به ستایش از ائمه پرداخته و اشعاری در رثای آنان سروده‌اند، اما برخی از باورهای حنفی در گذر زمان، دگرگون شد. این دگرگونی اعتقادی، در رفتار و روابط حنفیان و شیعیان، در خراسان نیز اثرگذار بود و متناسب با خواسته‌ها و نیازهای سیاسی حکومتی تنظیم می‌گردید. حاکمان خراسان نیز با توجه به اقتضای زمان خود، کنش‌های گوناگونی را نشان می‌دادند.

 

37. پیش‌گویی‌های پیامبر در آئینه تاریخ از بعثت تا پایان عصر امام حسین

مؤلف: امیرحیدر حجتی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محسن رنجبر .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: حسین مرادی‌نسب ..................................... تعداد صفحه: 130

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: آذر 1387

واژگان کلیدی: پیامبر اسلام، پیش گویی، علی، امام حسین، تاریخ اسلام، حوادث تاریخی.


چکیده:

پیامبر اسلام از همان آغاز بعثت تا آخرین لحظات عمر پربرکت خویش، به‌مناسبت‌های گوناگون و بر اساس حکمت، پیش‌گویی‌های بسیاری کرده است، که به‌مرور زمان در بستر تاریخ به واقعیت پیوسته، و گاهی در عملکرد مسلمانان تأثیر به‌سزایی داشته است، تا جایی که بهترین معیار و میزان تشخیص حق و باطل در برخی جریانات تاریخی به‌شمار می‌آمد. این رساله با توجه به زمینه‌ها و بسترهای تاریخی، به بررسی و تبیین پیش‌گویی‌های پیامبر از بعثت تا پایان عصر امام حسین پرداخته، و حکمت و پیامد این پیش‌گویی‌ها را مورد توجه قرار داده است. پیامبر اسلام‌ در دوران بعثت، در مورد تهدیدهای ابوجهل و ابولهب و نقشه ترور او توسط کفار مکه و عدم تحقق این تهدیدها پیش‌گویی‌هایی داشت که مصداق بارز اعجاز آن حضرت به‌شمار می‌رود، و آثار مثبتی برای مسلمانان داشت. در دوران هجرت نیز در مورد کشته شدن سران مکه، توفیق انجام عمره، فتح خیبر، مظلومیت علی و همسرش، حوادث پس از خود، و پیکار ناکثین و مارقین و قاسطین با امام علی پیش‌گویی‌هایی داشته است. تأثیرات این پیش‌گویی در زمینه‌های مختلف از قبیل شکیبایی اهل بیت در برابر حوادث تلخ و ناگوار، انصراف عایشه از ادامه مسیر در جنگ جمل بعد از روشن‌شدن واقعیت، فرار نمودن زبیر از معرکه جنگ و پیکار، ایجاد روحیه برای مجاهدین در مواقع گوناگون، روشن‌شدن حق در پیکار صفین بعد از شهادت عمار به‌دست معاویه، و عشق و علاقه به شهادت در رکاب پیامبر و امام علی قابل بررسی است. اهداف پیامبر اسلام از پیش‌گویی را می‌توان ارایه معجزه، عکس‌العمل به تهدید دشمنان، رفع نگرانی از اصحاب، روحیه‌دادن به مسلمانان، خنثی نمودن نقشه‌ها و توطئه‌های منافقان، آزمایش و امتحان اصحاب و مسلمانان، ارتقای اهل بیت‌ و اصحاب خاص در برابر اتفاقات و حوادث ناملایم، و مستندسازی مسأله حقانیت در عملکرد امام علی دانست.

 

38. تأثیر نهضت امام حسین بر حرکت‌های اصلاحی از سال 61 تا پایان قرن دوم ه.ق

مؤلف: قنبر علی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: غلام‌رضا بهروزلک .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: حسین عبدالمحمدی ..................................... تعداد صفحه: 223

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: شهریور 1385

واژگان کلیدی: امام حسین، عاشورا، توابین، مختار، زید، قیام حسنیان.


چکیده:

نهضت و قیام کربلا مهم‌ترین قیام اصلاحی در تاریخ اسلام بود و تأثیرات شگرفی در عرصه‌های دینی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بر دیگر قیام‌ها داشته است. این رساله به بررسی مهم‌ترین تأثیرات نهضت امام حسین بر حرکت‌های اصلاحی و جنبش‌های سیاسی و مذهبی، از سال 61 هجری تا پایان قرن دوم، با تأکید بر بُعد الگویی حرکت امام حسین، پرداخته است. سه عامل عدم بیعت با یزید، دعوت مردم کوفه از امام، و امر به‌معروف و نهی از منکر، در نهضت تاریخی و بیدارگر امام حسین دخیل بود که با توجه به سخنان آن حضرت، عامل سوم جهت احیای سنت و سیره جد بزرگوارش از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. نتیجه این نهضت، بیداری مسلمانان، الگوسازی برای نهضت‌های دیگر، و رواج روحیه شهادت‌طلبی بود. پس از قیام حسینی، تنفر از دستگاه اموی سرتاسر جهان اسلام را فراگرفت و اعتراضات نسبت به یزید شدت یافت. مردم کوفه نیز در قیامی با عنوان «توابین»، دست به شمشیر بردند، و بعدها مختار ثقفی انتقام سختی از عاملان و قاتلان کربلا گرفت. با آغاز سده دوم هجری، قیام شیعیان با هدف اصلاح امور جامعه، احیای سنت نبوی و خون‌خواهی شهدای کربلا، وارد مرحله تازه‌ای شد. زید بن علی در کوفه، یحیی بن زید در خراسان، و حسین بن علی(شهید فخ) با الگو‌گیری و أثرپذیری از قیام امام حسین پایه‌های حکومت اموی را به لرزه درآوردند. این قیام‌ها به‌طور ضمنی، مورد تأئید ائمه نیز قرار می‌گرفت. عباسیان با سوء‌استفاده از احساسات شیعیان، و با شعار «الرضا من آل محمد» خود را از طرفداران اهل‌بیت و خون‌خواهان شهدای کربلا معرفی کردند. آن‌ها به قیام یحیی بن زید، رنگ و بوی عاطفی داده و با این نیرنگ، همراهی خراسانیان را به‌دست آوردند. در همین راستا، ابومسلم با شعار انتقام‌جویی به ستیز با امویان برخاست. ولی عباسیان پس از تثبیت قدرت، همان روش بنی‌امیه را نسبت به اهل بیت در پیش گرفتند.

 

39. تأثیرات انقلاب اسلامی ایران در کشمیر

مؤلف: سیداعجازحسین رضوی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمد‌مهدی باباپور .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: سیدقلبی‌حسین رضوی ..................................... تعداد صفحه: 271

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: خرداد 1385

واژگان کلیدی: ایران، انقلاب اسلامی، کشمیر، امام خمینی، نهضت اسلامی..


چکیده:

انقلاب اسلامی ایران علاوه بر دست‌آوردهای داخلی، تأثیرات ارزشمندی برای بشریت امروز خصوصاً محرومان، ستمدیدگان و آزادی‌خواهان جهان داشته است. پژوهش حاضر این تأثیرات را در منطقه کشمیر بررسی کرده است. کشمیر به دو بخش ایالت جامو و کشمیر در قلمرو هند و کشمیر آزاد که تحت کنترل پاکستان است، تقسیم شده است. رواج اسلام در کشمیر به‌وسیله مبلغان فارسی‌زبان آغاز گردید، و نخستین کسی که در کشمیر به ترویج اسلام پرداخت سید شرف‌الدین بود. پس از او سید علی همدانی، میر شمس‌الدین عراقی و دیگران به تبلیغ پرداختند. پیروزی انقلاب اسلامی ایران روح تازه‌ای به پیکر مسلمانان کشمیر دمید، و سبب شد تا در میدان سیاست حضور فعال‌تری داشته باشند. به‌همین منظور تشکیلاتی به‌نام جبهه متحد مسلمانان تاسیس گردید. مسلمانان کشمیر با الهام از انقلاب ایران، فعالیت‌های انقلابی بسیاری را برای احیای ارزش‌های اسلامی انجام داده‌اند؛ که از جمله می‌توان به بستن فروشگاه‌های مشروبات الکلی، مراکز تفریحی نامشروع و سینماهایی که فیلم‌های مبتذل پخش می‌کردند، رواج حجاب اسلامی، روی‌آوردن به قرآن و علوم اسلامی، و راه‌پیمایی برای مقابله با سلطه هند، اشاره کرد. مردم ایران نیز در پی نارضایتی عمیق از شرایط حاکم، اسلام‌زدایی نظام حاکم، سلطه بیگانگان، وجود رهبری مقتدر دینی و سیاسی، داشتن ایدئولوژی و اندیشه‌های جدید، و گسترش روحیه انقلابی، دست به قیام زدند. از عوامل تأثیرگزار انقلاب ایران بر کشمیر می‌توان به حضور رئیس جمهور ایران، دیپلمات‌ها و سفیران ایرانی در کشمیر، و همچنین نشریاتی که در صدور انقلاب و تفکر اسلامی ناب به منطقه کشمیر سهم به‌سزایی دارند، اشاره کرد. اشتراکات دینی، مذهبی و فرهنگی، مانند زبان فارسی، که حدود سه قرن زبان رسمی کشمیر بوده، و آشنایی علمای کشمیر با امام خمینی، و معرفی او به مردم کشمیر و نام‌گذاری اماکن مختلف کشمیر به نام ایشان، از تأثیرات اندیشه سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کشمیر است.

 

40. تاریخ اسلام در بلتستان و نقش مبلغان ایرانی

مؤلف: محمد‌قاسم رجایی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: سیدولی‌الحسن رضوی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمد دشتی ..................................... تعداد صفحه: 163

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................تاریخ دفاع: اردیبهشت 1386

واژگان کلیدی: بلتستان، اسلام، تبت، پاکستان، دینداری، تبلیغ، مبلغان ایرانی.


چکیده:

بلتستان در شمال پاکستان و در مرز هندوستان قرار دارد که به پنج بخش سکردو، خپلو، کهرمنگ، شگر و روندو تقسیم می‌شود. پژوهش حاضر تلاش کرده است تا نقش مبلغان ایرانی را در گسترش اسلام در این مناطق بررسی نماید قبل از اسلام دراین منطقه ادیان مختلفی مانند: زرتشت، بون‌چهوس، بودایی و مسیحیت رایج بود، اما در حال حاضر ساکنان این منطقه پیرو مذاهب اسلامی مانند شیعه دوازده امامی، اسماعیلیه، وهابی، و همچنین تعدادی پیرو دین مسیحیت می‌باشند. در قرن هشتم هجری قمری، اولین مبلغ ایرانی به‌نام سیدعلی همدانی وارد این منطقه گردید، و مردم را به دین اسلام دعوت نمود. او عالمی عارف بود، که مساجد و خانقاه‌های زیادی را در بلتستان پایه‌گذاری کرد. وی همچنین صاحب تألیفات متعددی، از جمله «مودة القربی» و «ذخیرة الملوک» می‌باشد. بعد از وی، سید محمد نوربخش قهستانی به بلتستان آمد و تبلیغ اسلام را ادامه داد. او نیز عالمی مجاهد و مبارز، و فقیهی بزرگ بود که صاحب چندین اثر علمی ارزشمند، از جمله «فقه الأحوط» و «کشف الحقیقه» می‌باشد. در حال حاضر، فرقه نوربخشیه مقلد او بوده، و به فتاوای او عمل می‌کنند. در سال 911 قمری، میر سید شمس‌الدین عراقی وارد بلتستان گردید. او به‌دلیل ویران کردن بسیاری از بت‌خانه‌ها و برپایی مساجد و خانقاه‌ها به لقب بت‌شکن معروف شد. وی آیین بودایی را در این منطقه ریشه‌کن کرد، و مردم بلتستان مذهب تشیع را اختیار نمودند. بعد از میر‌شمسس‌الدین‌عراقی، مبلغان ایرانی زیادی، ازجمله برادران سادات طوسی، میر‌عارف، میر‌ابوسعید و همچنین علمای محلی نقش بزرگی در تبلیغ و گسترش تشیع ایفا نمودند. امروزه در بلتستان هشتاد و پنج درصد شیعه، ده درصد صوفیه امامیه نوربخشیه، و پنج درصد از اهل تسنن، وهابیون اهل حدیث، اسماعیلیه و مسیحیان هستند. از مبلغان ایرانی در بلتستان آثار تاریخی مانند مسجد و خانقاه، و کتاب‌های خطی فراوانی در موضوعات فقه، حدیث و شعر برجای مانده است.

 

41. تاریخ اسماعیلیه در شبه‌قاره هند از آغاز ورود تا پایان قرن ده

مؤلف: ابرار حسین ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: مهدی فرمانیان .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: علی آقا‌نوری ..................................... تعداد صفحه: 219

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: بهمن 1384

واژگان کلیدی: اسماعیلیه، مبارکیه، نزاریه، ملتان، فاطمی، امام شاهی، قاسم شاهی.


چکیده:

اسماعیلیه نام فرقه‌ای است که بعد از امام جعفر صادق به امامت اسماعیل، یا فرزندش محمد بن اسماعیل معتقد شده‌اند. این فرقه در اواسط قرن دوم هجری قمری به‌وجود آمد. اسماعیلیه به دو گروه واقفیه یا خالصه، و مبارکیه تقسیم می‌شوند. واقفیه به امامت اسماعیل گرویده و مرگ او را منکر شدند، و مبارکیه به مرگ اسماعیل اعتراف کرده و پس از او امامت محمد پسر اسماعیل را پذیرفتند. در دوره ظهور، اسماعیلیه به دو گروه فاطمی و قرامطه تقسیم شدند. در سال 270 هجری، ابن‌هیثم که یکی از داعیان اسماعیلی بود، وارد شبه‌قاره هند گردید، و در منطقه سند تبلیغ مذهب اسماعیلیه را آغاز نمود. در قرن چهارم هجری با ورود اسماعیلیان به منطقه مُلتان، اولین دولت اسماعیلی توسط جلم بن شیبان به‌وجود آمد. اما در سال 401 هجری، این حکومت توسط حملات غزنویان از بین رفت. سپس در قرن پنجم در منطقه منصوره، دولت اسماعیلی دیگری بر سر کار آمد، که در سال 416 هجری بار دیگر به‌دست محمود غزنوی نابود گردید. گروه دیگری از اسماعیلیه هند که نزار را جانشین المستنصر‌بالله می‌دانستند، به گروه خوجه‌ها معروف شدند، که رئیس آنان شخصی به‌نام پیر صدر‌الدین می‌باشد. اولین داعی از سلسله نزاری و خوجه‌های هند، نور‌الدین شاه یا نورگستر در قرن پنجم هجری قمری، بود. در قرن دهم نزاریان هند به دو گروه قاسم‌شاهی و امام‌شاهی تقسیم شدند. گروه دیگری از اسماعیلیه هند، که به گروه بُهره مشهور هستند، از نظر آداب و رسوم مذهبی، ترکیبی از سنن هندوئی و آموزه‌های شعیان اثنی‌عشری را اتخاذ کرده‌اند. در مجموع، مذهب اسماعیلیه در طول تاریخ به فرقه‌های متعددی تقسیم شده است، که خالصه (واقفیه)، مبارکیه، قرامطه، فاطمیون، نزاریه، مستعلویه (بهره، دروزیه، قاسمیه)، آقاخانیه، مؤمنیه، حافظیه، سلیمانیه، داودیه، قاسم‌شاهی و امام‌شاهی از جمله آن‌هاست.

 

42. تاریخ تشیع در افغانستان (از آغاز تا قرن چهارم)

مؤلف: محمدحسین مصطفوی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: عبد‌المجید ناصری .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: علی غلامی‌دهقی .....................................تعداد صفحه: 144

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: اردیبهشت 1384

واژگان کلیدی: شیعه، افغانستان، تاریخ، دینداری، غور، خراسان، بلخ.


چکیده:

پژوهش حاضر به بررسی تاریخ تشیع در افغانستان، از آغاز تا قرن چهارم هجری پرداخته است. اساس تشکیل دولت افغانستان بر محور قومیت استوار بوده، و مهم‌ترین اقوام موجود در افغانستان، هزاره‌ها، پشتون‌ها، تاجیک‌ها و ازبک‌ها می‌باشند. از میان این اقوام، تنها هزاره‌ها شیعه مذهب هستند. مذهب تشیع در قرن اول هجری، توسط جعده بن هبیره مخزومی، که از طرف امام علی به‌عنوان والی خراسان منصوب شده بود وارد افغانستان گردید، و به‌سبب عدالت و عملکرد شایسته وی، بیشتر مردم هزاره و غور به تشیع گرویدند. علاوه بر دو مذهب شیعه دوازده امامی و تسنن حنفی، که از بزرگ‌ترین مذاهب افغانستان به‌شمار می‌رود، مذاهب اسماعیلیه، شافعی و حنبلی هم حضور دارند. شیعیان هزاره افغانستان، در ادوار گوناگون تاریخ مورد بی‌عدالتی قرار گرفته، و بیشترین جنایات در حق آن‌ها از جانب حاکمان افغانستان صورت گرفته است. در سال 47 هجری بر اثر پافشاری مردم غور بر تشیع، امویان با اتهام ارتداد و تکفیر، دست به سرکوب و غارت اموال و اسارت شیعیان زدند. امیر فولاد شنسبی از امرای غور، به همراه 5 هزار شیعه بر ضد امویان شورید، و به کمک ابومسلم خراسانی شتافت. در سال 295 هجری شیعیان اسماعیلی غور و غرجستان، بر ضد حکومت بنی‌عباس قیام کرده و شکست خوردند. ولی این اقدام، باعث تحرکات سایر شیعیان در خراسان گردید. بلخ و توابع آن هم از مناطق دیگری بود که به اهل بیت ارادت داشتند، و از بنی‌امیه بیزاری می‌جستند. از وقایع مهم برای شیعیان افغانستان، ورود حضرت یحی بن زید در بلخ و هرات، و شهادت او به‌همراه جمعی از شیعیان در جوزجان می‌باشد، که باعث انزجار بیشتر مردم خراسان از بنی‌امیه گردید. ورود تشیع به بلخ در عصر ائمه بوده، و عده‌ای از اصحاب آن بزرگواران مانند ابو عبد‌الله بلخی، و نصر بن صباح بلخی، و ابا‌صلت هروی جزء راویان حدیث هستند.

 

43. تاریخ تشیع در حجاز از آغاز تا پایان قرن دوم هجری

مؤلف: مصطفی کمال ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: غلامحسن محرمی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمود حیدری‌آقایی ..................................... تعداد صفحه: 214

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: شهریور 1385

واژگان کلیدی: شیعه، تشیع، حجاز، اصحاب، جنبش، امویان، عباسیان.


چکیده:

پژوهش حاضر به بررسی سیر تاریخی تشیع در حجاز، تا پایان قرن دوم هجری پرداخته است. حجاز، زادگاه اسلام، تشیع و موطن پیامبر و ائمه معصومین می‌باشد. تشیع، مذهبی است که اعتقاد دارد امام علی و اولاد طاهرینش توسط پیامبر، برای امامت منصوب شده‌اند. پس از رحلت پیامبر اسلام عده‌ای از سران انصار و مهاجرین، با نادیده گرفتن اعلام مکرر پیامبر در مورد جانشینی علی برای خلافت، با دسیسه خلیفه تعیین کردند؛ و علی ناچار برای حفظ اساس اسلام، از خلافت که حق ایشان بود، گذشت، ولی همواره به بیان حقانیت خود می‌پرداخت. جامعه نخستین شیعه از اصحاب گران‌قدر پیامبر بودند، که تشیع را به نسل‌های بعد منتقل کرده، و پس از خلافت عثمان، از لحاظ سیاسی زمینه خلافت علی را مهیا کردند. بی‌عدالتی‌ها و قوم‌گرایی خلیفه سوم، و سخت‌گیری بر مردم، موجب شد تا به تحریک زبیر، طلحه و عمرو بن عاص، مردم علیه عثمان شوریده و او را به قتل برسانند، و در سال 35 هجری با علی بیعت کردند. خلافت آن حضرت چهار سال و پنج ماه ادامه داشت، و در این مدت، روش پیامبر را معمول داشته، و عمال نالایق را برکنار کرده، و بیت‌المال را عادلانه بین مردم تقسیم می‌کرد. همین امر باعث نارضایتی بعضی از صحابه گردید، و جنگ‌های داخلی بر علیه آن حضرت به‌راه افتاد. سرانجام علی توسط یکی از خوارج به شهادت رسید. دوران بنی‌امیه، که از سال 40 تا 132 هجری ادامه داشت، دشوارترین زمان برای شیعیان بود. شهادت امام حسن و امام حسین، و جمع زیادی از شیعیان به‌دست بنی‌امیه انجام گرفت، و شیعیان دچار سختی‌های فراوانی گردیدند. در این مدت، فعالیت‌های تبلیغی امامان معصوم، و تربیت شیعیان و بیش از چهار هزار شاگرد، باعث گسترش و شکوفایی تشیع گردید. اما به خاطر حوادثی که صورت گرفت، متأسفانه تشیع دچار انحرافاتی گشت، و به انشعابات مختلفی چون امامیه، زیدیه و اسماعیلیه تقسیم شد.

 

44. تاریخ تشیع در خراسان بزرگ

مؤلف: سیدحسن احمدی‌نژاد ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمد دشتی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: حسین مرادی‌نسب ..................................... تعداد صفحه: 91

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: 1382

واژگان کلیدی: خراسان بزرگ، مرو، جنبش، تشیع، عباسیان، ترکمنستان.


چکیده:

پژوهش حاضر به بررسی تاریخ تشیع درخراسان بزرگ پرداخته است. مرو از زیباترین شهر‌های خراسان بزرگ است که بخشی از آن در ترکمنستان کنونی قرار دارد، و شیعیان آن‌جا به زبان ترکی صحبت می‌کنند. عمده‌ترین مرکز تشیع در مرو، شهرک بایرامعلی می‌باشد. از حاکمان این خطه می‌توان به جُعده که در سال 37 هجری از سوی امام علی منصوب شد، و مأمون که در سال 186 هجری از سوی پدرش بر منطقه‌ای وسیع‌تر شامل خراسان، قسمتی از ایران، هند، کابل و ترکمنستان گماشته شد، نام برد. در سال‌های 125 و 127 هجری، شیعیان به رهبری یحیی بن زید، و عبد‌الله بن معاویه، در جوزجان و مرو علیه خلفای ستمگر اموی قیام کرده و به شهادت رسیدند. در سال 130 هجری نیز ابومسلم خراسانی در مرو به قدرت رسید، و باعث استقرار خلافت ابو‌العباس اولین خلیفه عباسی در سال 131 هجری گردید. از حوادث سال 140 هجری در مرو می‌توان به شورش سفیدجامگان، ظهور فرقه مقنّع، و باطنیان مرو، قیام حسین بن علی، و قیام‌های دیگر اشاره کرد. مهاجرت شیعیان مدینه و یمن به خراسان بزرگ، و تبلیغات و قیام‌های بعضی از سادات مانند یحی بن زید و یحیی بن عبد‌الله، و مخصوصاً ورود امام هشتم شیعیان حضرت امام رضا، به مرو در سال 201 هجری، اقدامات فرهنگی و تبلیغی آن حضرت، و شهادت ایشان و واقع شدن مرقد مطهرش در شهر طوس، باعث گسترش و شکوفایی تشیع در این منطقه گردید. خراسان بزرگ در قرن سوم هجری، تا قبل از حمله مغول، مرکزیت جهان اسلام و مهد ستارگان دانش، راویان اخبار، پزشکان و ریاضی‌دانان بود. از پیامدهای حمله مغول به خراسان بزرگ، قتل عام مردم و به‌خصوص دانشمندان شیعه، و نابودی کتابخانه‌ها و مراکز علمی و فرهنگی می‌باشد. قبور امام‌زادگان و نسل زیادی از صحابه پیامبر اسلام، موجب پدید آمدن آثار و بناهای تاریخی زیادی در این خطه شده است.

 

45. تاریخ تشیع در کشمیر (از آغاز تا دوره معاصر)

مؤلف: غلام‌محمدمتو گلزاری ..................................................... رشته: تاریخ اسلام

استاد راهنما: نعمت‌الله صفری‌فروشانی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: عبد‌المجید ناصری..................................... تعداد صفحه: 245

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................تاریخ دفاع: خرداد 1386

واژگان کلیدی: تشیع، کشمیر، شیعیان، چک ها، اسلام، اهل سنت.


چکیده:

پژوهش حاضر به بررسی تاریخ تشیع در کشمیر و تحولات مربوط به آن پرداخته است. منطقه کشمیر در حال حاضر، دو قسمت دارد؛ ایالت جامو و کشمیر که در قلمرو هند است، و کشمیر آزاد که در قلمرو پاکستان می‌باشد. اسلام و تشیع در سال 725 هجری توسط جهان‌گردان و بازرگانان، و عالمانی مانند سید شرف‌الدین، میر سید علی همدانی و فرزندش محمد، سید محمد مدنی، سید حسین رضوی قمی، و ملا عالم انصاری به کشمیر راه یافت و ترویج گردید. با تلاش‌های میر شمس‌الدین عراقی، در سال 882 تشیع به‌عنوان مذهب رسمی کشمیر اعلام گردید، بت‌خانه‌ها ویران شده، و مساجد و خانقاه‌های بسیاری به جای آن‌ها ساخته شد. ایشان با اقداماتی مانند احیای فرهنگ جهاد، ایراد خطبه به اسم دوازده امام در مسجد جامع، اعزام مبلغ به مناطق دورافتاده، و فعالیت‌های علمی خدمات زیادی در راستای گسترش تشیع انجام داد. از سال 962 هجری طایفه «چک» که مذهب تشیع داشتند، 32 سال بر کشمیر حکومت کردند، و موجبات گسترش تشیع را فراهم آوردند. در این زمان، شهرهای زدی‌بل و حسن‌آباد، از مراکز اصلی شیعیان بوده است. در مقابل، میرزا حیدر که از سنی‌های متعصب بود، به قتل عام شیعیان پرداخته، و اموالشان را غارت، و خانه‌هایشان را ویران کرد. حکومت چک‌های شیعه در سال 994 هجری با تبانی علمای اهل سنت، و هجوم مغول‌ها و افغان‌ها از بین رفت، و بسیاری از شیعیان به قتل رسیده، و یا به نقاط مختلف کوچ کردند. امروزه شیعیان کشمیر از لحاظ مذهبی و اقتصادی، از تمام فرقه‌ها عقب‌تر هستند، و علت آن نیز تفرقه و گروه‌بندی رهبران شیعه، موانع قانونی دولت، و کمک‌های بدون تحقیق ایران می‌باشد. اشتغال شیعیان در ادارات دولتی تنها دو درصد بوده، و میانگین سواد آن‌ها ده درصد می‌باشد. آن‌ها برای مقابله با تهاجم فرهنگی، هیچ نوع امکاناتی نداشته، و نیازمندی‌های فرهنگی، آموزشی، پزشکی، و تبلیغی زیادی دارند.

 

46. تاریخ حوزه علمیه نجف اشرف از آغاز تا صفویه

مؤلف: کاظم عباس‌خان ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمدجواد طبسی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: عزت‌الله مولایی‌نیا ..................................... تعداد صفحه: 205

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: آبان 1386

واژگان کلیدی: نجف اشرف، حوزه علمیه، روحانیت، صفویه، عراق، آل بویه، مرجعیت.


چکیده:

شهر نجف، از جمله شهرهای باستانی کشور عراق است که قدمت آن به قبل از میلاد مسیح می‌رسد. اما شهرت آن بیشتر به خاطر وجود مرقد مطهّر امیرالمومنین علی در این شهر می‌باشد، که موجب مهاجرت شیعیان و علمای بزرگی به این شهر شده، و آن را به مرکزی مهم برای شیعیان تبدیل نموده است. حوزه علمیه نجف در روزگار حکومت آل بویه، که دارای رویکرد شیعی بوده‌اند، و به‌دست شیخ طوسی در سال 448 هجری تأسیس گردید. آل بویه کمک‌های فراوانی برای تقویت و گسترش این حوزه نمودند. شیخ طوسی در تدریس علوم، روش و اسلوب جدیدی را پدید آورد که موجب پویایی و شهرت حوزه علمیه نجف در سراسر جهان گردید. ایشان دوازده سال مرجعیت شیعه و زعامت حوزه علمیه را بر عهده داشت. پس از او فرزندش ابوعلی و سپس نوه‌اش ابونصر محمد زعامت حوزه نجف را بر عهده گرفتند. در سال 540 هجری، حوزه نجف دچار رکودی شد که تا سالهای متمادی ادامه پیدا کرد. ولی در زمان حکومت صفویه، و با زعامت مرحوم مقدس اردبیلی، این حوزه جان تازه‌ای گرفت. در این دوره کتاب‌های ارزنده‌ای در فقه و اصول و دیگر علوم اسلامی توسط علمای شیعی به نگارش درآمد، و این حرکت علمی تا آخر قرن 12 ه.ق ادامه یافت. با نفوذ عثمانی‌ها به عراق حوزه نجف بار دیگر دچار رکود گردید. ولی با تلاش‌های مرحوم بهبهانی و شاگردش علامه بحر‌العلوم در اوایل قرن 13 دوباره احیا شده، و به مرکز فقاهت تبدیل شد، به‌طوری که این قرن را عصر درخشش حوزه علمیه نجف می‌دانند. در قرن چهاردهم مدارس علمیه زیادی در نجف ساخته شد، و علمای زیادی وارد این شهر شدند. در جنگ هشت ساله میان ایران و عراق، حوزه علمیه نجف دوباره دچار رکود شد، و بسیاری از علما، شهید شده، و بسیاری از طلاب ایرانی هم از عراق رانده شدند. این پژوهش می‌کوشد از دیدگاه فلسفه اسلامی و فلسفه غرب به بررسی اثبات واقع خارجی و اجسام خارج (عالَم عین) بپردازد و استدلال‌های فلسفی مربوط و ادلّه شکاکان در وجود اشیای خارجی را نقد و ارزیابی کند. نویسنده در دو باب و پنج فصل به اثبات وجود جسم خارجی (عین) پرداخته و به دلیل‌های شک گرایان خدشه وارد می‌سازد. وی در فصل نخست از باب اوّل مباحثی عمومی در زمینه مفهوم واقع موضوعی، واقعیت، مثال، اجسام، نَفْس و علم را ارائه می‌دهد. در فصل دوم تاریخچه بحث فلسفی در مقوله وجود واقعی اجسام در خارج، از منظر فلسفه غرب و فلسفه یونان مطرح کرده و دیدگاه‌های فیلسوفان یونان، دوران قرون وُسطی و معاصر را در این باره منعکس می‌سازد. نگارنده در همین زمینه با اشاره به دو مکتب فلسفی عقل گرا و تجربه گرا، دیدگاه‌های ایمانوئل کانت و فلاسفه پیرو او در آلمان را درباره اثبات وجود واقع موضوعی جسمانی خارجی تحلیل بررسیده و آن را سنگ بنای معرفت شناسی در غرب برشمرده و تحلیلی منطقی از این دیدگاه را ارائه می‌کند. آن گاه نظریات برخی دیگر از فیلسوفان مانند جرج ادوارد مور و کارل پوپر در مقوله نفی وجود خارجی واقعی را به جهت دیدگاه‌های افراطی تجربی آنان مطرح می‌سازد. سپس از منظر اسلامی و دیدگاه فلاسفه مسلمان همچون: فلاسفه قبل از ملّاصدرا و فلاسفه معاصر مسلمان این موضوع را پیگیری کرده و وجود خارجی عینی و واقعی را در فلسفه اسلامی ثابت می‌نماید و به این وسیله نخستین باب از مباحث نوشتار خویش را به پایان می‌رساند. وی در باب دوم با تحلیل انکار وجود واقعی موضوعی، سه رویکرد فلسفی، معرفت‌شناسی و ذوقی را در این زمینه مطرح کرده و شک‌گرایی درباره وجود واقعی اجسام خارجی را ارزیابی و نقد عقلی و فلسفی می‌کند. او برای اثبات واقع موضوعی خارجی (اثبات وجود اجسام خارجی) از منظری معرفت شناسی، فلسفی، کلامی و ریاضی به بررسی موضوع و اثبات آن می‌پردازد و ادّله مختلف عقلی را در این باره ارائه می‌دهد.

 

47. تاریخ سیاسی و فرهنگی غور و غرجستان تا پایان قرن ششم هجری

مؤلف: رمضانعلی محقق ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: محمداکرم عارفی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: محمد دشتی ..................................... تعداد صفحه: 184

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: 1386

واژگان کلیدی: غور، غرجستان، دین، اسلام، سیاست، فرهنگ، تاریخ.


چکیده:

غور و غرجستان مناطقی در ناحیه هرات کشور افغانستان می‌باشد. راه‌های صعب‌العبور این منطقه و شجاعت و مقاومت مردم آن، مانع تسخیر غور در زمان خلیفه دوم و سوم بود. طایفه هزاره از اقوام بومی این سرزمین به‌شمار می‌رود. خاندان غوری که آل شنسب خوانده می‌شدند، در زمان امیرالمؤمنین علی مذهب تشیع را اختیار کردند. به‌همین دلیل، سپاه غور که طرفدار خاندان نبوت بود، در سال 130 هجری با هدف حمایت از اهل بیت به یاری ابومسلم خراسانی شتافت. در سال 401 هجری، سلطان محمود غزنوی با تصرف منطقه غور، شیعیان منطقه را کافر خوانده، و آنان را به پذیرش مذهب اهل سنت فراخواند. بدین ترتیب، غور به‌مدت یک قرن خراجگذار غزنویان بوده، و سپاه و اسلحه آن‌ها را تأمین می‌کرد. اگرچه قیام‌هایی علیه غزنویان صورت گرفت، اما محمد سوری به دلیل خیانت پسرش ابوعلی در قیام علیه سلطان محمود شکست خورد. ابوعلی که آرزوی تشکیل حکومت را در سر می‌پروراند توسط برادرزاده خود، امیر عباس، زندانی گردید، و عباس حکومت را به‌دست گرفت. یکی دیگر از حاکمان منطقه غور، سطان شهاب‌الدین است که در سال 571 با حمله به هند و تصرف مناطقی از آن، حکومت اسلامی را در آن‌جا پایه‌گذاری کرد، و مدارس و مساجد را در هند رونق داد. سلسله غوریان در سال 612 هجری توسط خوارزمشاهیان، و چند سال بعد توسط مغولان مغلوب شدند. مذهب غالب غوریان تا قرن ششم، کرامیه بود. غیاث‌الدین محمد در 599 هجری از کرامیه به شافعی و برادرش شهاب‌الدین با انگیزه سیاسی به مذهب حنفی گروید. غور در دوره غزنویان به کمال مدنیت رسیده بود. ادبیات دری تا دهلی توسعه یافته و زبان پشتو نیز زبان شعر و ادب شده بود. عالمان و شعرای فراوانی از این خطه سر برآوردند. جامه غوریان اغلب پشمین و بلند بود. منارجام و مساجد متعدد از جمله شاه‌کارهای معماری در غور است. همچنین غور یکی از مراکز مهم اسلحه‌سازی و تولید منسوجات پشمی بوده است.

 

48. تاریخ شیعه در کشمیر هندوستان (تا پایان عصر مغولان کبیر)

مؤلف: سیدمحمد موسوی‌نجفی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: سیدقلبی‌حسین رضوی .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: عبد‌المجید ناصری ..................................... تعداد صفحه: 205

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: آذر 1384

واژگان کلیدی: شیعه، تاریخ، کشمیر، هند، مغولان، شمس الدین عراقی.


چکیده:

پژوهش حاضر به بررسی تاریخ تشیع در کشمیر، و مهم‌ترین تحولاتی که شیعیان در این منطقه پشت سر گذارده‌اند پرداخته است. گسترش دین اسلام در کشمیر توسط رینچن‌شاه که به‌دست سید شرف‌الدین اسلام آورد، آغاز شد. نخستین مبلغ شیعه در کشمیر، میر شمس‌الدین عراقی می‌باشد که در سال 884 ه.ق به‌عنوان سفیر خراسان به کشمیر آمد. او تمامی بت‌خانه‌ها را ویران نمود و به‌جای آن‌ها مسجد بنا کرد، و در هر مسجدی مبلّغی قرار داد. از دیگر مبلغان شیعه در کشمیر، سید علی همدانی و سید محمد مدنی هستند که به‌ترتیب در سال‌های 774 و 796 هجری وارد کشمیر شدند؛ همچنین حکومت خاندان شیعه چک از سال 701 تا 720 هجری در کشمیر موجب رونق بیشتر تشیع گردید، و علما و شاعران بسیاری در این زمان به تبلیغ تشیع می‌پرداختند. یکی دیگر از حاکمان شیعه، غازی‌شاه بود که در زمان وی همه اقشار مردم از آزادی کامل دینی برخوردار بودند. این حکومت از سال 968 تا 997 ادامه داشت. خاندان انصاری، موسوی و شیخ بحرینی نیز خدمات دینی زیادی را برای شیعیان انجام داده‌اند. البته برخوردهای خشنی هم در طول تاریخ با شیعیان صورت گرفته است، که از جمله، میرزاحیدر کاشغری سنی مذهب، اعتمادخان در سال 1032، سیک‌ها در سال 1246 هجری، و مغولان در سال 1289 اقدام به کشتار شیعیان نموده، اموالشان را غارت کرده، و مساجد و خانه‌های آنان را آتش زدند. در حال حاضر، شیعیان کشمیر در مناطق وادی کشمیر، له، کرگل و جمون در هندوستان، حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر هستند. در مناطق کرگل و له، حدود پانصد نفر از روحانیون تحصیل کرده در حوزه‌های علمیه نجف و قم، حضور دارند که با مرکزیت مدرسه اثناعشریه اداره می‌شوند. از مراکز فرهنگی شیعیان در کشمیر می‌توان به ایجوکیشنل ترست، تنظیم المکاتب، مؤسسه نشر علوم اهل بیت، بنیاد امام حسین، و جامعه باب‌العلم اشاره کرد. در مجموع، شیعیان کشمیر از وضعیت اقتصادی و تحصیلات مناسبی برخوردار نیستند.

 

49. تاریخ غزنین در دوره غزنویان

مؤلف: علی واعظی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: غلام‌حسن حسین‌زاده .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: سیدحسین فلاح‌زاده ..................................... تعداد صفحه: 174

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................ تاریخ دفاع: اردیبهشت 1387

واژگان کلیدی: غزنین، غزنویان، خراسان بزرگ، افغانستان، سلطان محمود، هزارجات.


چکیده:

غزنین یکی از شهرهای خراسان بزرگ، و افغانستان کنونی می‌باشد، که در دوره غزنویان دارای 2200 قریه بوده و 6 مرکز فرمانروایی به نام‌های ابشین، اسبیجه، مستنک، شال، سکیره و سیوه داشته است. تاریخ این منطقه، به سه دوره اساطیری، اوستایی، و دوره هخامنشی تا اسلامی تقسیم می‌شود. غزنین در قرن چهارم هجری به‌وسیله البتگین، و پس از او توسط سبکتگین تصرف شد، و با تشکیل سلسله غزنویان، به ممالک اسلامی ملحق گردید. مقتدر‌ترین پادشاه غزنویان، سلطان محمود بود که توانست هندوستان و بسیاری از نواحی دیگر را تصرف کند، و غنایم بسیاری را در اختیار بگیرد. در دوران وی خزانه دولتی سرشار از ثروتی کم نظیر بود. منابع درآمدی دولت عبارت بود از املاک و دارایی سلاطین، مصادره اموال مغضوبین، ضبط دارایی متوفیان بی‌وارث، خراج ارسالی از طرف فرمانروایانی که سیادت غزنویان را پذیرفته بودند، مالیات مرسوم که از سود حاصل از عوارض تجارت دریافت می‌شد، و غنایم جنگی. امور مملکتی غزنویان توسط پنج دیوان به نام‌های وزارت، عرض، رسایل، اشراف و مظالم اداره می‌شد. منابع درآمدی مردم غزنین عبارت بود از کشاورزی، دام‌داری، باغ‌داری، معادن که شامل استخراج طلا، نقره، آهن، مس و سرب می‌شد، پیشه‌وری که صنایع و حرفه‌هایی مانند نساجی، چرم‌سازی، قالیبافی و اسلحه‌سازی را در بر می‌گرفت، و تجارت با کشورهای دیگر، که عبور جاده ابریشم از قلمرو غزنویان، آن را بسیار مهم ساخته بود. غزنین همچنین از جایگاه علمی و مذهبی ویژه‌ای برخوردار بود، به‌طوری که محمود غزنوی مساجد و مدارس زیادی ساخته، و دانشمندان، ادیبان و عارفان بسیاری مانند ابوریحان بیرونی، ابونصر عراق، ابن‌خمار، فردوسی، بیهقی و سنایی غزنوی را به غزنین آورده و احترام می‌کرد. غزنین نقطه اتصال شهرهای مهم کابل، قندهار، هزارجات و گردیز شمرده می‌شد؛ به‌همین جهت اقوام مختلفی چون هزاره، تاجیک و پشتون در این شهر زندگی می‌کردند. سرانجام حکومت غزنویان، در زمان مسعود غزنوی در سال 431 ه.ق به دست ترکان سلجوقی به پایان رسید..

 

50. تاریخ مرو (از ورود اسلام تا حمله چنگیزخان)

مؤلف: سیدحسن احمدی‌نژادبلخی ..................................................... رشته: فقه و معارف اسلامی

استاد راهنما: عبد‌المجید ناصری .......................... زبان نگارش: فارسی

استاد مشاور: غلامحسن محرمی ..................................... تعداد صفحه: 239

واحد آموزشی: مجتمع آموزش عالی فقه............................تاریخ دفاع: اردیبهشت 1388

واژگان کلیدی: مرو، خراسان، اسلام، چنگیزخان، مغولان، مسلمانان.


چکیده:

مرو در گذشته بخشی از خراسان بزرگ بوده، و هم اکنون در کشور ترکمنستان قرار دارد. مورخین سابقه تاریخی آن را از سال 261 قبل از میلاد می‌دانند. در مرو قدیم ادیان زرتشتی و مسیحی، و در آغاز دوران اسلامی پیروان مذهب مانی و مزدک فعال بوده‌ند. مرو در سال 31 هجری توسط مسلمانان فتح گردید، و بعدها به‌صورت پایگاه سپاه اسلام درآمد، که هر یک از خلفا فرماندهان خود را به آن ناحیه گسیل می‌کردند. از آن میان می‌توان به کارگزاران امام علی، جعده بن هبیره و خلید بن قره، و همچنین کارگزاران معاویه اشاره کرد. در سال 100 هجری، بنی‌عباس با تبلیغات علیه بنی‌امیه وارد مرو شدند. مردم هم با خوشحالی به همکاری با آن‌ها اقدام نمودند. در مرو قیام‌های بزرگی علیه امویان صورت گرفت که می‌توان به قیام یحیی بن زید در 120 هجری، و قیام محمد بن قاسم در 129 هجری، اشاره کرد. سرانجام ابومسلم خراسانی در 129 هجری شالوده حکومت فاسد بنی‌امیه را از خراسان برچید. در سال 198 هجری مأمون عباسی مرو را به‌عنوان مرکز خلافت اعلام نمود. از آن تاریخ، مرو به‌عنوان یک مرکز سیاسی و فرهنگی قلمداد گردید. پس از هجرت امام رضا به مرو، آن‌جا کانون تشیع، فرهنگ‌ها، قیام‌ها و تضارب افکار ادیان و مذاهب گردید. با شهادت امام رضا و دفن ایشان در آن منطقه، این شهر بیش از پیش مورد توجه شیعیان قرار گرفت. مرو همچنین برای مدت دو قرن، مرکز فرماندهی سلسله‌های طاهریان، سامانیان و سلجوقیان بود، و مراکز علمی زیادی در آن بنا گردید. مشاهیر بزرگ شیعه مانند سلیمان بن حفص مروزی، احکم بن بشار مروزی و ابواحمد مروزی، که از محدثین و اصحاب امام رضا بودند، در مرو می‌زیستند. مرو در قرن‌های دوم تا چهارم هجری به‌عنوان ام‌القرای جهان اسلام شمرده می‌شد؛ ولی پس از هجوم چنگیزخان مغول در قرن 6 و7 هجری رونق خود را از دست داد.